به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «تفتان ما»، تهران از نخستین ساعات بامداد ۱۳ تیرماه، رنگ و بوی دیگری داشت. هنوز آفتاب بهطور کامل طلوع نکرده بود که درهای مصلی امام خمینی(ره) به روی مردمی گشوده شد که از ساعتها قبل، چشمانتظار آغاز مراسم وداع با پیکر مطهر رهبر شهید بودند.
زمزمه دعای عهد، نوای زیارت عاشورا، اشکهای بیاختیار و پرچمهایی که بر فراز دستان عزاداران به اهتزاز درآمده بود، فضایی متفاوت را رقم زد؛ فضایی که بیش از آنکه یک مراسم رسمی باشد، روایت دلدادگی ملتی به پیشوای خود بود.
از همان لحظات نخست، جمعیت آرامآرام وارد مصلی میشد؛ خانوادهها، جوانان، کودکان، سالمندان و حتی کسانی که با سختی راه میرفتند، تنها یک مقصد داشتند؛ وداع با مردی که سالها او را تکیهگاه عزت و استقلال ایران میدانستند. پیرمردی که با عصا خود را به مراسم رسانده بود، تصویری ماندگار از ارادت نسلی بود که نمیخواست در این لحظه تاریخی غایب باشد.
نوای سنج و دمام در فضای مصلی پیچید و حالوهوایی عاشورایی به مراسم بخشید. لحظاتی بعد، شعارهای «ای پسر فاطمه، منتظر تو هستیم»، «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» با صدای هزاران نفر در هم آمیخت و نشان داد که این اجتماع، تنها یک آیین سوگواری نیست؛ بلکه تجدید عهدی با آرمانهایی است که مردم معتقدند رهبر شهید برای آنها عمر خود را صرف کرد.
با آغاز پخش سرود «ای ایران»، بسیاری از حاضران اشکریزان همراهی کردند. همخوانی سرود جمهوری اسلامی ایران، صحنهای کمنظیر از وحدت ملی را به نمایش گذاشت؛ وحدتی که در آن، قومیتها، زبانها، اقوام و سلایق مختلف در کنار یکدیگر ایستاده بودند و تنها یک هویت مشترک داشتند؛ هویت ایرانی و انقلابی.
هرچه زمان میگذشت، بر شمار جمعیت افزوده میشد. خیابانهای اطراف مصلی مملو از مردمی بود که از نقاط مختلف کشور خود را به تهران رسانده بودند. برخی از استانهای دور، صدها کیلومتر مسیر را طی کرده بودند تا در این وداع تاریخی حضور داشته باشند. حضور زائرانی از کشورهای دیگر، از جمله پاکستان، نیز نشان میداد که این مراسم تنها بازتابی داخلی ندارد و فراتر از مرزهای ایران مورد توجه قرار گرفته است.
در میان جمعیت، روایتهای مردمی بیش از هر سخنرانی دیگری تأثیرگذار بود. یکی از حاضران با چشمانی اشکبار میگفت: «قرار بود ما فدایی شما باشیم، اما شما تمام عمرتان را برای این کشور دادید.» این جمله، احساس مشترک بسیاری از مردمی بود که با بغض، آخرین نگاه خود را به پیکر رهبر شهید میدوختند.
پرچمهای خونخواهی در دستان عزاداران، تصاویر شهدا، پرچمهای ایران و بیرقهای سیاه عزاداری، فضای مصلی را به حسینیهای بزرگ تبدیل کرده بود. مداحان اهلبیت (ع) با نوحهخوانی و مرثیهسرایی، حال و هوای معنوی مراسم را دوچندان کردند و میلیونها نفر با زمزمه دعا و ذکر، این وداع را به آیینی از ایمان و وفاداری تبدیل کردند.
آنچه بیش از هر چیز در این مراسم به چشم میآمد، حضور همه اقشار جامعه بود. از نوجوانانی که نخستین تجربه حضور در چنین مراسمی را داشتند تا مادرانی که فرزندان خردسال خود را همراه آورده بودند، همه تلاش داشتند سهمی در این بدرقه تاریخی داشته باشند. هیچ تفاوتی میان قومیتها، پوششها و گویشها دیده نمیشد؛ همه زیر پرچم ایران و در سوگ رهبر شهید، یکصدا و همدل بودند.
چنین صحنههایی، سرمایه اجتماعی و نمادی از انسجام ملی را به نمایش میگذارد؛ انسجامی که در بزنگاههای تاریخی خود را آشکار میکند. مردمی که در ماههای گذشته نیز در مناسبتهای مختلف حضور پررنگی داشتند، این بار با چهرهای اندوهگین اما استوار، برای آخرین ادای احترام گرد هم آمدند.
مصلی تهران در این روز، تنها یک مکان برگزاری مراسم نبود؛ به حسینیه بزرگ ایران تبدیل شد. جایی که اشک و حماسه در کنار یکدیگر معنا پیدا کردند. دعای عهد، زیارت عاشورا، نوحههای عاشورایی، شعارهای انقلابی و همخوانی سرود ملی، همگی قطعات پازلی بودند که تصویری از پیوند دین، هویت ملی و همبستگی اجتماعی را ترسیم میکردند.
این مراسم نشان داد که آئینهای جمعی در فرهنگ ایرانی همچنان نقش مهمی در تقویت همدلی و همبستگی دارند. حضور میلیونها نفر از اقوام و مناطق مختلف کشور، تصویری از وحدت ملی را به نمایش گذاشت؛ وحدتی که در بزنگاههای تاریخی خود را آشکار میکند و سرمایهای مهم برای جامعه به شمار میرود.
اکنون تهران، خود را برای آئین تشییع آماده میکند؛ آئینی که بیتردید یکی از ماندگارترین صفحات تاریخ معاصر ایران خواهد بود. روزی که میلیونها نفر، با اشک، دعا، شعار و سکوت، آخرین بدرقه را برای رهبر شهید رقم میزنند و نام او را در حافظه تاریخی این سرزمین، ماندگارتر از همیشه ثبت میکنند.
انتهای خبر/https://asrehamoon.ir/vdcay6n6a49now1.k/