در محمد بامری، مسئول نمایندگی ولیفقیه در سپاه
تفتان در یادداشتی برای گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «
تفتان ما» نوشت:
گاهی یک میلاد، فقط تولد یک انسان بزرگ نیست؛ آغاز دوبارهٔ یک «راه» است. میلاد حضرت امام علیالنقی الهادی علیهالسلام از همان جنس است؛ میلادی که هر سال میآید تا به ما یادآوری کند اگرچه زمانه ممکن است تیره شود، اگرچه گردوغبار فتنهها میتواند چشمها را خسته کند، اما چراغ هدایت خاموششدنی نیست. امام هادی (ع) برای ما نام یک امام در تاریخ نیست؛ برای امروز ما «نشانه» است؛ نشانهای از اینکه میشود در فشار بود و شکست نخورد، میشود در محدودیت زیست و آزاد ماند، میشود از حق گفت و امید را در دلها زنده نگه داشت.
امام هادی (ع) در دورهای زندگی کرد که دیوارهای ترس بلند بود و سایهٔ مراقبت و سوءظن حکومت عباسی بر همه چیز سنگینی میکرد. سامرا برای امام، شهری بود که با ظاهرش میخواست قدرت نشان دهد، اما در باطنش زندانی بود که میخواست نور را محصور کند. بااینحال، آنچه در تاریخ میماند، نه دیوارهای سامراست و نه هیبت دروغین حاکمانش؛ آنچه میماند، «آرامشِ مقتدر» امام است؛ آرامشی که از اتصال به خدا میآید و از اطمینان به وعده حق.
دشمنان میخواستند رابطه مردم با امام را قطع کنند؛ میخواستند امام، در حصار بماند و جامعه، بی قطب و بیپناه شود. اما امام هادی (ع) به ما یاد داد که راه هدایت، فقط در ظاهرِ دیدار و حضور فیزیکی خلاصه نمیشود. امام، قلبِ زندهٔ جامعه است؛ و هر جا دلها با حقیقت پیوند داشته باشند، راه بسته نمیشود. شبکهٔ وکالت، مدیریت پنهان و پیوندهای عمیق معنوی و معرفتی که امام با شیعیان برقرار کرد، نشان میدهد هدایت، حتی اگر در محاصره باشد، میتواند به شکلهای تازه جاری شود؛ مثل چشمهای که از دلسنگ راه خود را پیدا میکند.
امروز هم ما در زمانهای زندگی میکنیم که دشمن، کمتر با شمشیر و بیشتر با «تردید» میجنگد. جنگ امروز، جنگ ذهنهاست؛ جنگ روایتهاست؛ جنگی که در آن میخواهند امید را کوچک کنند و ایمان را خسته. در چنین روزگاری، ما بیشتر از همیشه به «هادی» نیاز داریم؛ به امامی که معنای هدایت را در عمل معنا کرد. هدایت یعنی دستِ دل را گرفتن، یعنی نجاتدادن انسان از سرگردانی، یعنی نشاندادن افق وقتی مه غلیظ است.
یکی از زیباترین یادگارهای امام هادی (ع)، زیارت جامعه کبیره است؛ متنی که نه فقط زبانِ محبت، بلکه زبانِ شناخت است. جامعه کبیره به ما میآموزد اهلبیت (ع) چگونه «مرکز ثقل» معنویت، عقلانیت، اخلاق و عدالتاند. این زیارت، کلاس درس است؛ کلاس درسِ ولایت؛ کلاس درسِ اینکه اگر انسان امام را درست بشناسد، در برابر موجها و مدها و شبههها کمتر میلغزد. بسیاری از لغزشها از «کمعمقی شناخت» آغاز میشود؛ و جامعه کبیره آمده است تا ریشهها را عمیق کند.
در مسیر زندگی، همه ما با لحظههایی روبهرو میشویم که تصمیمها سخت میشود؛ لحظههایی که آدم دلش میخواهد کنار بکشد، سکوت کند یا راه آسانتر را انتخاب کند. سیره امام هادی (ع) در این لحظهها به ما میگوید: میشود مؤمن بود و محکم؛ میشود مهربان بود و مقتدر؛ میشود اهل حلم بود؛ اما اهل سازش با باطل نبود. حلم امام، از سرِ ناتوانی نبود؛ از سرِ قدرتِ روح بود. کرامت امام، نمایش نبود؛ حقیقتِ شخصیت بود و همین است که انسان را عاشق میکند: دیدن ترکیبی از لطافت و صلابت، از مهربانی و مرزبانی.
جوان امروز، بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد «الگو» را نه در شعار که در زندگی ببیند. امام هادی (ع) الگویی است که به انسان میآموزد هویت دینی، زینتِ زندگی است نه بار اضافی. ایمان، دیوار کشیدن دورِ زندگی نیست؛ چراغ روشنکردن در مسیر زندگی است. وقتی انسان باایمان زندگی میکند، نگاهش بلندتر میشود، دلش آرامتر میشود، و در برابر سختیها کمتر میشکند. این همان چیزی است که جامعه ما به آن نیاز دارد: امیدِ ریشهدار، نه امیدِ هیجانی و زودگذر.
از سوی دیگر، دوران امام هادی (ع) دوران رشد جریانهای فکریِ انحرافی هم بود؛ کسانی که یا حقیقت دین را تحریف میکردند یا با ظاهری دینی، مردم را به بیراهه میبردند. امام در برابر این موجها ایستاد؛ با علم، با روشنگری، باتربیت. این بخش از زندگی امام به ما یاد میدهد که دینداری درست، بدون «فهم درست» ممکن نیست. امروز هم اگر شبههای ذهنها را درگیر میکند، راهش پرخاش و طرد نیست؛ راهش روشنگری، گفتگو، پاسخِ دقیق و صبورانه است؛ همانگونه که امامان ما راه را اینگونه نشان دادهاند.
در این میان، مسئولیت ما در قبال خانواده، جامعه و نسل آینده سنگین است. میلاد امام هادی (ع) فقط برای تبریک گفتن نیست؛ برای «تجدید عهد» است. عهد با اینکه اخلاق را جدی بگیریم. عهد با اینکه حقیقت را قربانی راحتی نکنیم. عهد با اینکه در برابر جنگ رسانهای دشمن، بیتفاوت نباشیم. عهد با اینکه امید را در خانهها و جمعهای خود زنده نگه داریم؛ چون جامعهای که امید داشته باشد، زمین نمیخورد.
امام هادی (ع) به ما یاد میدهد حتی اگر عرصه تنگ باشد، دل میتواند بزرگ بماند. حتی اگر فشار باشد، انسان میتواند پاک بماند. حتی اگر دشمن فریاد بزند، حقیقت میتواند آرام و پیوسته پیش برود. این همان درس ماندگار اهلبیت (ع) است: پیروزیِ نور، با صبر و بصیرت رقم میخورد.
اینجانب میلاد باسعادت حضرت امام علیالنقی الهادی علیهالسلام را به محضر حضرت ولیعصر (عج)، مقام معظم رهبری و همه ارادتمندان اهلبیت عصمت و طهارت (ع) بهویژه مردم شریف و ولایتمدار
تفتان تبریک عرض میکنم و از خداوند متعال مسئلت دارم ما را از رهروان راستین آن امام همام قرار دهد؛ رهروانی که در روزگار غبار، چراغ هدایت را هم در دل خود روشن نگه میدارند و هم برای دیگران راه را روشن میکنند.
به قلم حجتالاسلاموالمسلمین در محمد بامری مسئول نمایندگی ولیفقیه در سپاه
تفتان