پایگاه خبری تحلیلی تفتان ما - آخرين عناوين فرهنگی :: نسخه کامل http://www.taftanema.ir/cultural Fri, 29 May 2020 05:44:36 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری - تحليلی تفتان http://www.taftanema.ir/ 100 70 fa نقل ونشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری -تحلیلی تفتان ما آزاد است Fri, 29 May 2020 05:44:36 GMT فرهنگی 60 نمره‌ای که مداحان به «خانه مداحان» دادند/ جای خالی مدیریت فرهنگی در عرصه مداحی http://www.taftanema.ir/news/452047/نمره-ای-مداحان-خانه-دادند-جای-خالی-مدیریت-فرهنگی-عرصه-مداحی به گزارش سرویس فرهنگي تفتان ما،آزاده لرستانی: خانه مداحان اهل بیت (ع) فعالیت خود را از شامگاه 15 آبان ماه 1388 آغاز کرد. مرحوم علی آهی مؤسس و رئیس خانه مداحان و نیز عضو هیأت مدیره بنیاد دعبل بود و هم اکنون غلامرضا سازگار ریاست هیأت مدیره این خانه را در محله فخرآباد و عمارت فخرالدوله بر عهده دارد. درهای این خانه هر روز از 8 صبح تا ساعت 16 به روی مردم و مخاطبان اصلی این خانه باز است. هیأت امنای خانه مداحان 30 نفر است که از میان کانون مداحان، شهرداری تهران، بسیج مداحان و جوامع مداحی کل کشور انتخاب می‌شوند. نخستین مدیرعاملی خانه مداحان اهل البیت(ع) را محسن طاهری بر عهده داشت و از سوم اسفند سال 94 تا کنون مدیرعامل خانه مداحان بر عهده مصطفی خرسندی است. در کارنامه فعالیت‌های این مدیر، معاونت فرهنگی شهرداری منطقه 11 به مدت سه سال، سه دوره مشاور معاونین فرهنگی شهردار تهران، نماینده شهردار تهران در خانه مداحان، مشاور پرورشی بنیاد شهید کل کشور، مشاور فرهنگی دانشگاه شاهد، کارشناس مسئول هسته مشاوره آموزش و پرورش از سال 74 تا 81، کارشناس مسئول فرهنگی آموزش و پرورش منطقه 10 از سال 69 تا 72 و مربی تربیتی آموزش و پرورش منطقه 10 از سال 67 تا 69 به چشم می‌خورد. به مناسبت اتمام دومین سال حضور مصطفی خرسندی مدیرعامل خانه مداحان با برخی از مداحان و ذاکران اهل بیت(ع) گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌آید. *سعید خرازی: در ظاهر کار انجام شده، ولی در باطن خبری نیست سعید خرازی با بیان اینکه در مدیریت فعلی خانه مداحان، فقط گردهمایی چهارشنبه‌ها به صورت شاخص نمایان است، ابراز می‌دارد: اینکه جامعه مادحین هفته‌ای یک بار دور هم جمع شوند و یک توسلی ایجاد شود، بسیار عالی است. وی ادامه می‌دهد: خانه مداحان از لحاظ ظاهری نسبت به گذشته فرق کرده است؛ از جمله بازسازی حسینیه، تجلیل از پیرغلامان و کمک به خانواده مداحان پیشکسوت، اما به لحاظ خدمات فکری و فرهنگی اقداماتی صورت نگرفته است. خرازی تصریح می‌کند: از سال‌های بسیار گذشته آقای خرسندی را می‌شناسم، هنگامی که وی در حسینیه فاطمیه غرب تهران زیارت عاشورا می‌خواند. در مجموع می‌توانم بگویم در ظاهر کار انجام شده ولی در باطن خبری نیست. *محسن طاهری: جامعه مداح را باید کسی اداره کند که شناخته شده باشد محسن طاهری که خود در سال‌های قبل مدیرعاملی این خانه را بر عهده داشته، با آرزوی موفقیت برای خرسندی می‌گوید: عرصه مدیریت سلیقه‌ای است. ممکن است سلیقه یک مدیر با مدیر دیگر فرق کند و بستگی به این دارد که از خانه مداحان چه توقعی داشته باشید. وی می‌افزاید: در مدیریت کنونی دیگر مجله ستایشگران نور منتشر نمی‌شود و کلاس‌های آموزشی هم مانند سابق برقرار نیست، اما خانه مداحان از زمان ما بهتر شده است؛ هم به لحاظ امکاناتی که در اختیار دارند و هم به خاطر تغییراتی که در حسینیه ایجاد شده است. به قول معروف مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید. طاهری بیان می‌دارد: آقای خرسندی به خاطر ارتباطاتی که با شهرداری و مراکز دیگر داشت، توانست بهتر ظاهر شود و از لحاظ اداری شاید ایشان قوی‌تر از دیگران باشد، اما جامعه مداح را باید کسی اداره کند که شناخته شده باشد، اطلاعات تخصصی داشته باشد و در شهرهای مختلف او را بشناسند و هر فردی نمی‌تواند به آن بپردازد. * محمود تاری: به آقای خرسندی نمره 70 می‌دهم/در ایجاد فرهنگ‌سازی برای مداحان ضعف دارند محمود تاری شاعر و ذاکر اهل بیت (ع) که خودش را به صراحت لهجه معرفی می‌کند، با بیان اینکه خرسندی در بعضی کارها موفق بوده است، خاطرنشان می‌کند: بالاخره هر سازمان، تشکیلات و نهادی نواقص و کمبودهایی دارد و نمی‌توان مستثنا بود. خرسندی در انسجام‌بخشی به جامعه مداحان اهل بیت (ع) 90 درصد موفق بوده است، اما در موارد دیگر مانند فراهم کردن تسهیلات، برپایی جلسات چهارشنبه‌ها و مماشات با برخی مداحان و کارهای اداری به طور کلی 60 درصد موفق عمل کرده است. وی می‌افزاید: در تمام زمینه‌ها به آقای خرسندی و فعالیت‌هایش نمره 70 از 100 می‌دهم. باید به خاطر برنامه‌های عمومی که دارند دست مریزاد گفت. خرسندی توانست با ارتباطی که با شهرداری داشت، حسینیه خانه مداحان را به نحو احسن بازسازی کند و در این رابطه تا حد زیادی موفق بوده است. تاری ابراز می‌دارد: اما در ایجاد فرهنگ‌سازی برای مداحان ضعف به چشم می‌خورد. اینکه مداحانی که شایستگی دارند در صحنه نباشند و دیگرانی که فاقد شایستگی هستند در صحنه حضور دارند، اتفاق خوبی نیست. * علی مهدوی‌نژاد: تجلیل از پیرغلامان یک دلگرمی برای جامعه مادحین است/ نمره 20 می‌دهم علی مهدوی‌نژاد دیگر مداح اهل بیت (ع) با اعلام رضایت از فعالیت‌های انجام شده، می‌گوید: آقای خرسندی روابط عمومی بسیار عالی و خوبی دارند و تجلیل از پیرغلامان و پیشکسوتان از سوی ایشان یک دلگرمی برای جامعه مادحین است. کسانی که سال‌های گذشته مداح بودند و امروز به هر دلیلی نتوانند مداحی کنند، دعوت از این افراد کار بسیار جالبی است. * حمیدرضا نیکدل: آنچه مورد انتظار من است از خانه مداحان ندیدم حمیدرضا نیکدل که دل پر دردی از مسئولان و مدیران جامعه مداحان دارد، با اشاره به تکثر مراکز مختلف ویژه مداحان می‌گوید: آقای خرسندی از دوستان خوب من است، اما آنچه مورد انتظار من است از خانه مداحان ندیدم؛ در حالی که خانه مداحان باید آدم خودش را داشته باشد. ایشان ریشه‌ای در این کار نبوده است. وی با تأکید بر اینکه امروز چکیده‌های مداحی در عرصه مدیریتی حضور ندارند، می‌افزاید: شاید آن‌ها فرد مذهبی باشند، اما از لحاظ علمی اطلاعاتشان بسیار اندک است؛ در حالی که توقعی که مادحین دارند، چیز دیگری است. 99 درصد از کادر اداری خانه مداحان،‌ مداح نیستند، یا بازنشسته از جایی هستند یا عبایی را بر دوششان انداخته‌اند و کاغذی در دستشان گرفته‌اند. نیکدل بیان می‌کند: در حالی که نوکر امام حسین (ع) قداست خودش را دارد، آدم خودش را می‌‌طلبد، چکیده‌ها گوشه‌نشین و خانه‌نشین شدند. یک عده هم جناحی برخورد می‌کنند، در حالی که سیاست نوکر امام حسین (ع) همان سیاست قرآن، پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است. متاسفم از اینکه بزرگ‌ترها بزرگی نمی‌کنند و کوچک‌ترها هم کوچک‌تری نمی‌کنند. انتهای پیام/ ]]> فرهنگی Wed, 28 Feb 2018 09:13:59 GMT http://www.taftanema.ir/news/452047/نمره-ای-مداحان-خانه-دادند-جای-خالی-مدیریت-فرهنگی-عرصه-مداحی رونمایی از کتاب مرحوم سلحشور در دومین سالگردش/ رحیم‌پور ازغدی و حسن عباسی سخنرانان برنامه http://www.taftanema.ir/news/452039/رونمایی-کتاب-مرحوم-سلحشور-دومین-سالگردش-رحیم-پور-ازغدی-حسن-عباسی-سخنرانان-برنامه به گزارش سرویس فرهنگي تفتان ما، مراسم دومین سالگرد درگذشت زنده یاد «فرج الله سلحشور» امروز- سه‌شنبه 8 اسفندماه ساعت 14- با حضور چهره‌های مختلف فرهنگ و هنر در سالن اجتماعات برگزار می‌شود.  این مراسم با سخنرانی «حسن عباسی»، «حسن رحیم‌پور ازغدی» و مداحی محسن طاهری همراه خواهد بود.   بنا بر این گزارش، در این مراسم از کتاب «مبانی سینمای اسلامی» نوشته این کارگردان فقید نیز رونمایی خواهد شد. به گزارش خبرگزاری فارس، «فرج الله سلحشور» کارگردان متعهد و انقلابی کشورمان به دلیل ابتلا به بیماری سرطان ریه روز 8 اسفند سال 94 دار فانی را وداع گفته و به لقاالله پیوست. فرج الله سلحشور که متولد سال 1331 در شهر قزوین بود، کارگردانی مجموعه‌های تلویزیونی تاریخی-مذهبی چون ایوب پیامبر، مردان آنجلس و یوسف پیامبر(ع) را در کارنامه دارد. این آثار بویژه سریال یوسف پیامبر، در سراسر دنیا مخاطبان فراوان و میلیاردی پیدا کردند به گونه ای که در بسیاری از کشورهای منطقه و اسلامی، نام این سریال ها پرآوازه است. انتهای پیام/  ]]> فرهنگی Tue, 27 Feb 2018 07:18:53 GMT http://www.taftanema.ir/news/452039/رونمایی-کتاب-مرحوم-سلحشور-دومین-سالگردش-رحیم-پور-ازغدی-حسن-عباسی-سخنرانان-برنامه شریعتی به تنهایی پرچم همه گروه‌ها را در دست داشت/ نداشتن پایه علمی و شعاردهی از اشکالات میراث شریعتی است http://www.taftanema.ir/news/452027/شریعتی-تنهایی-پرچم-همه-گروه-ها-دست-نداشتن-پایه-علمی-شعاردهی-اشکالات-میراث به گزارش سرویس فرهنگي تفتان ما،نهمین همایش آنان که می‌اندیشند با عنوان «بازخوانی و بررسی آرا و اندیشه‌های شریعتی» به همت کانون اندیشه عصر روز گذشته(یکشنبه 6 اسفند ماه) برگزار شد. در این همایش اساتید سیدیحیی یثربی، حسین راغفر، علی ذوعلم، محمد اسفندیاری و سیدحسین شهرستانی به ایراد سخنرانی پرداختند. محورهای اصلی در این دو روز شامل مباحثی نظیر شریعتی و دین، شریعتی و تاریخ، شریعتی و علوم انسانی، شریعتی و روشنفکری، شریعتی و مساله عدالت، شریعتی سنت و مدرنیته، شریعتی و اندیشه جهان وطنی، شریعتی و بازگشت به خویشتن، شریعتی و اندیشه‌های سیاسی مدرن و اسلامی است که در سه قالب سخنرانی، ارائه مقالات، پخش و معرفی مستند «شریعتی بدون روتوش» در سالن ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. شریعتی در ایجاد حرکت انقلابی در جامعه نقش مؤثری داشت سیدیحیی یثربی پیشکسوت فلسفه و استاد دانشگاه با اشاره به اینکه علی شریعتی در ایجاد حرکت سیاسی و انقلابی در جامعه ما نقش مؤثری داشت، بیان داشت: وی در جلب توجه جوانان به اسلام، دلسرد کردن آنان از کمونیسم و مخالفت با استعمار و استثمار غرب تلاش شایسته‌ای کرد، اما از نظر نتیجه عملکرد خویش، موفق نبود. علت اصلی درخشش شریعتی وی افزود: شریعتی در میدان انقلابی‌گری و مبارزه، قهرمانانه درخشید، اما علت اصلی درخشش شریعتی چه بود؟ در فرهنگ ما، نیروی برانداز و اپوزیسیون، برای مردم ارج و اعتبار ویژه‌ای داشت، مخصوصاً اگر فرمانده‌ای شجاع و سخنور داشت، در این میان، شریعتی با سلاح همه گروه‌ها وارد میدان شد. از طرفی، مانند روحانیون از اسلام سخن می‌گفت و تحلیل‌های شگفت انگیزی از مسائل مذهبی ارائه می‌داد. او به تنهایی پرچم همه گروه‌ها را در دست داشت یثربی خاطرنشان کرد: شریعتی از طرف دیگر به عنوان یک دانشگاهی غرب دیده، همنوا با چپگرایان، از استعمار غرب و ستم و تجاوزشان سخن می‌گفت و از سویی، مانند کمونیست ها از ستم سرمایه‌داران و محرومیت فقرا و مستضعفان دم می‌زد. بنابراین او به تنهایی پرچم همه گروه‌ها را در دست داشت، به همین علت بود که به زودی در میان جوانان درخشید و نفوذ پیدا کرد. وی با طرح این سؤال که چرا شریعتی به نتیجه مورد نظر خود نرسید؟ ادامه داد: این سرنوشت همه قیام‌های اپوزیسیونی است که شعارهای پرجاذبه، بزرگ و رویایی سر می‌دهند، در صورتی که برای عملی کردن این شعارها، هیچ طرح و برنامه‌ای ندارند. بنابراین، بعد از پیروزی به ندرت، به هدف های آرمانی خود دست می‌یابند. از این رو، آنان فقط می‌توانند قدرتی را که بر سر کار است، سرنگون سازند. شریعتی، نهاد و سازمانی نداشت/تنها چیزی که او را دور از درگیری‌ها نگه داشت این استاد دانشگاه اظهار داشت: شریعتی، نهاد و سازمانی نداشت، چنان که طرح و برنامه علمی و قابل اجرا هم نداشت. او از دین بی‌روحانیت و از جامعه بی‌طبقه سخن می‌گفت، اما شاید حتی چند دقیقه‌ای هم به این فکر نکرده بود که چگونه می‌توان به چنین هدفی دست یافت؟ از طرف دیگر، او در دوران پیش از انقلاب، دست در دست ده‌ها گروه دیگر داشت و تنها چیزی که شریعتی را دور از درگیری‌ها نگه داشت، این بود که وی پیش از پیروزی از دنیا رفت. وی با بیان اینکه آثار شریعتی مورد تأیید کسانی نبود که پس از پیروزی، عملاً رهبری انقلاب را در دست گرفتند، گفت: روحانیون به رهبری امام خمینی(ره) رهبری اثرگذار و سرنوشت ساز انقلاب را بر عهده گرفتند و شریعتی مورد تایید آنان نبود، همچنین شریعتی در اصول و فروع دین، کار علمی ماندگار و اثرگذاری نداشت و شهرت وی در سایه شعارها و وعده‌های رویایی بود که همه بر اساس مخالفت رژیم شاه شکل می‌گرفت، در نتیجه، سقوط رژیم شاه آن شعارها را کمرنگ می‌کرد. شریعتی تأثیر کارآمد بر فکر و فرهنگ جامعه نداشت یثربی با بیان اینکه شریعتی در جای خود، شخصیت بزرگی بود و به قدر کافی از استعداد و فهم و شجاعت و فضایل اخلاقی برخوردار بود، تصریح کرد: من نمی‌خواهم نقش شریعتی و امثال شریعتی را در جامعه‌مان انکار کنم. هرگز نیز آنان را به خودخواهی و سودجویی متهم نمی‌کنم! و هیچگاه در فداکاری و ایثار آنان تردید ندارم. همه سخن من در این است که اینان با تمام فضایل و فداکاری‌ها، به خاطر کاستی‌هایی که داشتند، تأثیر کارآمد و پایداری بر فکر و فرهنگ جامعه نداشتند. اشکالات میراث شریعتی وی در ادامه به اشکالات میراث شریعتی اشاره کرد و افزود: نداشتن پایه علمی، شعار و کلی‌گویی، توجه به براندازی، نه تأسیس، غرب ستیزی افراطی، برداشت های نادرست از دین، بحث‌های خطابی و از غرب چیزی نمی‌دانست از‌ اشکالات میراث شریعتی است، شریعتی، دموکراسی را قبول نداشت، بلکه آن را زیانبار می‌شمرد. انتهای پیام/ ]]> فرهنگی Mon, 26 Feb 2018 06:26:10 GMT http://www.taftanema.ir/news/452027/شریعتی-تنهایی-پرچم-همه-گروه-ها-دست-نداشتن-پایه-علمی-شعاردهی-اشکالات-میراث اسفندیاری: چرا برای کار نظامی‌مان پیوست فرهنگی‌رسانه‌ای نداریم؟/ باید دایره اقناع مخاطبان را از طرفداران انقلاب فراتر ببریم http://www.taftanema.ir/news/452009/اسفندیاری-چرا-کار-نظامی-مان-پیوست-فرهنگی-رسانه-ای-نداریم-باید-دایره-اقناع-مخاطبان-طرفداران-انقلاب-فراتر-ببریم به گزارش سرویس فرهنگي تفتان ما،مصطفی وثوق‌کیا: بیش از 6 سال از حضور مستشاری ایران در سوریه برای کمک به دولت قانونی سوریه و مقابله با گروهک‌های تکفیری تروریستی می‌گذرد. در 6 سال حضور ایران در سوریه و عراق نزدیک 2000 شهید داده‌ایم اما هنوز درباره نفس این حضور در داخل کشورمان نداهایی شنیده می‌شود و شبهات هم زیاد است ولی با این حال سیستم فرهنگی کشور هنوز آن واکنش به موقع و به هنگام را در این باره از خود نشان نداده است. در حوزه‌هایی مثل شعر حضور شاعران خوب و قوی است. شعرا در صف مقدم واکنش به مسائل سوریه و بحثی چون مدافعان حرم هستند. در عرصه داستان و موسیقی آثاری تولید شده امیدوارکننده است. در عرصه فیلم و تصویر مستندسازان پیشگام این حرکت بوده‌اند و تاکنون تعداد زیادی از مستندسازان کشورمان در سوریه و عراق آثاری مناسب تولید کرده‌اند. عکاسان نیز از این سهم بی‌نصیب نمانده‌اند و با تصاویرشان حضور خود را اعلام کرده‌اند در این میان فیلمسازان سهم کمتری داشته‌اند. تاکنون چهار فیلم سینمایی مستقل درباره سوریه ساخته شده که آخرین آنها «به وقت شام» بود که در جشنواره اخیر به نمایش درآمد. در عرصه سریال نیز کاملا دست خالی هستیم. حال باید پرسید که در سوریه بعد از داعش ما باید چه کنیم؟ روزی حضور نظامی تمام خواهد شد و ما باید دستاورد شش سال حضور را برداشت کنیم. هنوز یادمان نرفته در بوسنی چه کردیم و بعد ازجنگ به امان خدا رها کردیم و آمدیم و عربستان شد صحنه گردان فعالتی های دینی و فرهنگی. ** در اولین قدم سراغ شهاب اسفندیاری رفتیم. رئیس دانشگاه صداوسیما که سابقه تالیف کتاب‌های متعدد در حوزه سینما و نیز مستندسازی را در کارنامه خود دارد. «جهان‌شهری‌ها» مشهورترین اثر وی است که به موضوع مسلمانان خارج از ایران پرداخت که درهنگام پخش با استقبال شدید روبرو شد و به پنج زبان نیز ترجمه شد. مشروح گفت‌وگوی فارس با شهاب اسفندیاری را بخوانید. *** 6 سال است به واسطۀ ظهور گروه‌های تکفیری و تصرف بخش‌های عمده‌ای از خاک دو کشور عراق و سوریه، به دعوت آنها حضور مستشاری داریم. ابتدا این حضور، مخفیانه و غیررسمی بود و حتی شهدایی که بعداً به شهدای مدافع حرم مشهور شدند خیلی غریبانه و بعضاً مخفیانه تشییع می‌شدند و سعی می‌کردیم به اصطلاح صدایش درنیاید! بعد از شهادت شهید باغبانی ـ مستندساز ـ و فیلمی که از بی‌بی‌سی درباره حضور ایران در سوریه پخش شد، این موضوع علنی شد. هم‌‌اکنون بعد از اعلام شکست داعش، ما از سوریه و عراق چه می‌دانیم و چه روایتی داریم به مردم ارائه بدهیم که بگوییم این حاصل زحمات ماست؟ به غیر از نمودِ بیرونی آن که شهدای مدافع حرم است، ما چه کردیم تا مردم ما بدانند منطق حضور کشورمان در خط مقدم مبارزه با گروه‌های تروریستی و تکفیری چه بوده است؟ در زمان جنگ اولِ خلیج‌فارس در زمان بوش پدر ژان بودریار_ که یک فیلسوف معروف فرانسوی است_ مقالۀ مهمی نوشت که بعدها مبنای خیلی از تحلیل‌ها و تفسیرها راجع به عصر رسانه‌ایِ جدید شد؛ عصری که در آن تصویر از واقعیت مهمتر است. تصویر از واقعیت واقعی‌تر است و در دیدگاه فلسفی ایشان تشخیص تصویر از واقعیت دیگر ممکن نیست. اینقدر تصاویر ما را احاطه کرده است که ما هیچ دسترسیِ مستقیمی دیگر به واقعیت نداریم. آن جنگ جنگِ سی‌ان‌ان بود؛ جنگی بود که بیش از آنکه در میدان‌های نبرد رخ دهد، در آنتن شبکه سی‌ان‌ان در حال وقوع بود. هیاهو و سروصدای جنگ در سی‌ان‌ان خیلی بزرگتر از صدای انفجارهای واقعی جنگ بود. تجربۀ سوریه باید برای همۀ فرماندهان نظامی ما اهمیتِ کار رسانه‌ای،ِ کارِ فرهنگی و تبلیغی را دوچندان روشن کرده باشد. ما چطور برای پروژه‌های اقتصادی و صنعتی می‌گوییم باید پیوست فرهنگی داشته باشد، ولی برای یک عملیات نظامی که تمام ملت قرار است درگیرش شود، پشتیبان آن باشد و حمایتش کند، پیوست فرهنگی و رسانه‌ای آماده نمی‌کنیم؟ از آن زمان یعنی اوایل دهه 90 دورۀ جدیدی در رابطه رسانه و جنگ آغاز شد که طراحان نظامی جنگ‌ها در کنار طراحان استراتژی‌های رسانه‌ای و پروژه‌های تبلیغاتی می‌نشستند و عملیات طراحی می‌کردند یا همزمان با تانک‌ها، دوربین‌ها هم وارد صحنه جنگ می‌شدند. *منطق عملیات نظامی ما به خوبی در رسانه منتقل نمی‌شود این نکتۀ خیلی مهمی است که الان بعد از حدود 20 سال به نظر می‌آید هنوز برخی از نظامیان ما با اهمیتش آشنا نشده‌اند. اگر ما چنین نگاهی به جنگ داشتیم و اهمیتِ نسبتِ کار رسانه‌ای همزمان به موازات یا پیش از کار نظامی را درک می‌کردیم، الان با این مشکلاتی که در توجیه و اقناع بخشی از افکار عمومی با آن مواجه بودیم شاید با آن مواجه نبودیم. همین که شما می‌گویید ابتدا اینگونه عمل شد و بعد آنگونه عمل شد؛ یعنی ما استراتژیِ دقیق و مدونی نداشتیم، همین که در یک جایی استناد می‌‌‌شد به اینکه ما صرفاً مستشار هستیم و هیچ‌گونه مداخله‌ای نداریم، یک جایی استناد شد مدافع حرم و یک جایی بحث شد که منافع ملی. داعش داشت منافع ملی ما را تهدید می‌کرد و اگر ما آنجا نمی‌جنگیدیم، داخل مرزهای ما می‌شد. استدلال و منطقی که پشت عملیاتِ نظامی ما بود در زبان رسانه به خوبی منتقل نمی‌شد و همواره با اختلال بود و طبیعی هم هست وقتی ما دست‌ نگه می‌داریم و برنامه و استراتژی تصویری نظامی نداریم، دشمن که بیکار نمی‌نشیند.   او برای اینکه تصویرِ مطلوب خودش را از کار ما بدهد، شبانه‌روز و سخت مشغول کار است. او شاید بهتر از ما می‌فهمد عملیات ما چه اهداف راهبردی دارد؛ لذا برای به شکست رساندن آن اهداف راهبردی، طراحی و برنامه‌ریزی‌های رسانه‌ای خودش را می‌کند. *چرا برای کار نظامی‌مان پیوست فرهنگی‌رسانه‌ای نداریم؟ تجربۀ سوریه باید برای همۀ فرماندهان نظامی ما اهمیتِ کار رسانه‌ای،ِ کارِ فرهنگی و تبلیغی را دوچندان روشن کرده باشد. ما چطور برای پروژه‌های اقتصادی و صنعتی می‌گوییم باید پیوست فرهنگی داشته باشد، ولی برای یک عملیات نظامی که تمام ملت قرار است درگیرش شود، پشتیبان آن باشد و حمایتش کند، پیوست فرهنگی و رسانه‌ای آماده نمی‌کنیم؟ *سردارسلیمانی خودش رسانه است البته در این زمینه واقعاً شخص سردار سلیمانی به نظرم یک استثناء است. او هم به جهاتی خودش یک رسانه است. من نمی‌دانم این حرکات و طراحی‌های باصطلاح رسانه‌ای و قطعات کوتاهی که گاهی اوقات از ایشان منتشر می‌شد، واقعاً  غریزی و با هوش ذاتی ایشان درمی‌آمد یا برنامۀ مدون و طراحی پشت آن بود. من بعضی اوقات می‌ماندم؛ چون بعضی افراد واقعاً یک هوشمندی در کارِ تبلیغ و رسانه دارند که غریزی است. همین که ایشان با لباس غیرنظامی در خط مقدم نبرد ظاهر می‌شد، خودش یک پروژۀ رسانه‌ای ـ فرهنگی بود. شاید اگر ما می‌خواستیم ده‌ها کارشناس رسانه‌ای و فرهنگی بنشینند، ایده بدهند که چگونه صلابت و اعتماد به نفس و اقتدار ایران را در این میدان نبرد سنگین به تصویر بکشیم، نمی‌توانستیم مانند ایشان عمل کنیم. بعد از عملیاتی که داعش در مجلس و در حرم امام داشت یک عملیات موشکی انجام دادیم. نه قبلش و نه بعد از آن، اصلاً استراتژیِ تبلیغی راجع به آن نداشتیم و مشخص نبود که ما چه کردیم. در خارج اینگونه است که یک سیاستمدار می‌خواهد آب بخورد یا جایی حضور پیدا کند، یک مشاوره رسانه‌ای قبلش همه چیز را کنترل می‌کند. زاویۀ دید، رنگ کت و شلوار، لبخند در کادر و در قاب دوربین همه طراحی می‌شود. شما خاطرات و عملکردِ اَلسدر کَمبل، مشاور رسانه‌ایِ تونی‌بلر را ببینید در مستند «اخبار از شماره 10» که چگونه بِلر را مدیریت می‌کرده، ولی اینجا برخی شخصیت‌های ما حرکاتی انجام می‌دهند که بعداً مسئولان روابط عمومی باید آن را جمع کنند!   سردار سلیمانی واقعاً اینگونه نبود. هیچ اشتباهی از او در این میدانِ حساس نبرد نمی‌دیدید و هر تصویر و گزاره‌ای و جملات و بیانیه‌هایی که از ایشان منتشر می‌شد، بسیار هوشمندانه، موثر و دقیق بود. گویی که واقعاً یک تیم مشاوره تبلیغاتی نشستند و طراحی کردند. منتها یک نفر ممکن است چنین نبوغ و خودآگاهیِ رسانه‌‌ای داشته باشد و این چنین به تعبیری رسانه‌آگاه باشد؟ نمی‌شود برای همه چنین کرد، برای همین شما می‌‌بینید برخی از عملیات‌ها و اتفاقاتی که رخ می‌داد، حتی مدیران رسانۀ ملی هیچ آگاهی و پیش‌زمینه‌ای نداشتند که این را چگونه باید منعکس کنند. *حتی در حمله موشکی به داعش هم استراتژی تبلیغی نداشتیم من در بعضی از جلساتی که در رسانۀ ملی داشتیم، می‌دیدم اتفاق مهمی افتاده ولی طراحی دقیقی برای آن نداریم. بله ملاحظات امنیتی و رده‌بندی خبر در ابعاد نظامی همه جا هست، اما مگر بقیه چه می‌کنند؟ چطور وقتی کشورهای دیگر یک عملیات موشکی انجام می‌دهند، قبل و بعد و محلِ اثباتش از همه چیز آن تصویر وجود دارد؛ چون می‌دانند بدون تصویر آن عملیات یعنی هیچ، بدون تصویر آن عملیات را هر کسی می‌تواند هر طوری بخواهد تفسیر کند. بگوید نخیر عملیاتی در کار نبوده! ما مثلاً بعد از عملیاتی که داعش در مجلس و در حرم امام داشت یک عملیات موشکی انجام دادیم. نه قبلش و نه بعد از آن، اصلاً استراتژیِ تبلیغی راجع به آن نداشتیم و مشخص نبود که ما چه کردیم. البته از آن تصویر و فیلم داشتیم؟ اولین تصویر را یکی با موبایل گرفته بود که ما داریم موشک می‌زنیم. موشک که پرتاب می‌کنید. یک عده صدایش را می‌شنوند. بعد هنوز رسانه ملی تصویر نداشت، ولی در شبکه‌های مجازی با موبایل تصویر بیرون آمده بود. این نشان می‌دهد آن تدابیر لازم را نداریم. بالاخره همۀ نهادها و دستگاه‌های نظامی یکسری خبرنگاران مورد اعتماد دارند که آنها را می‌شناسند. صلاحیت و سوابق آنها و تمام ارزیابی‌هایی که در حفاظت و اطلاعات است، راجع به او انجام می‌دهند و با آن خبرنگار کار می‌کنند، ولی وقتی ما چنین مساله‌ای را تمهید نکنیم چه می‌شود؟ خبرِ مهم و عملیاتِ مهم ما در معرضِ تفاسیر و تحریف قرار می‌گیرد. یعنی عملاً ما داریم یک عملیات بسیار بزرگ انجام می‌دهیم، اما در معرض واژگون جلوه دادن قرار می‌دهیم. ]]> فرهنگی Sun, 25 Feb 2018 10:17:28 GMT http://www.taftanema.ir/news/452009/اسفندیاری-چرا-کار-نظامی-مان-پیوست-فرهنگی-رسانه-ای-نداریم-باید-دایره-اقناع-مخاطبان-طرفداران-انقلاب-فراتر-ببریم زائری: کار فرهنگی در ایران زمین می‌خورد/ عروسک‌های والت‌دیزنی تمام دنیا را گرفته‌اند http://www.taftanema.ir/news/451996/زائری-کار-فرهنگی-ایران-زمین-می-خورد-عروسک-های-والت-دیزنی-تمام-دنیا-گرفته-اند به گزارش سرویس فرهنگي تفتان ما،مستند «اوین لند» به کارگردانی عباس مرادیان و تهیه‌کنندگی داوود مرادیان امروز رونمایی شد. مراسم رونمایی این مستند با حضور حجت الاسلام محمدرضا زائری، عباس مرادیان (کارگردان)، سرمدی (مسئول موسسه قرآنی تبیان) و جمعی از عوامل مستند و علاقه‌مندان برگزار شد.  در ابتدا حجت الاسلام زائری گفت: مدت‌ها بود که دنبال فرصتی بودم تا بتوانم از آقای جمالان بابت ساخت چنین مستندی تشکر کنم که در اینجا محقق شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اتفاق تلخی در حوزه فرهنگی در کشور افتاد و آن هم غفلت ما به کودکان و نوجوانان بود و کمتر کسی مثل مقام معظم رهبری به آن توجه کرد. زائری در همین زمینه افزود: درگیری ما در آن سالها با موضوع دفاع مقدس و بی توجهی رایج از طرفی دیگری باعث شد تا اموری مثل کودک و نوجوان را فراموش کرده و به برگزاری همایش‌های علمی که فکر می‌کردیم مهمتر از کودک و نوجوان است، بپردازیم. وی در ادامه بیان داشت: برخی‌ها هم بعد از پیروزی انقلاب به جریان انقلابی جبهه فرهنگی گفتند که این کارهای کودکانه را گنار بگذارید و به کارهای مهمتر از جمله برگزاری همایش و ... بپردازید. این در شرایطی بود که اتفاق اصلی و مهم در پیش دبستانی‌ها در حال رخ دادن بود و ما داشتیم در دانشگاه کار می‌کردیم! زائری با اشاره به اهمیت تربیت کودکان در همان رنج سنی گفت: ما هنوز از این غفلت بیدار نشدیم و نزدیک به سه دهه است که درگیر آن هستیم. همه بحران‌ها دقیقا در همان سن کودکی اتفاق می‌افتد. مدیر مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی ضمن بیان اینکه والت دیزنی رویایی کودکان آمریکایی است، بیان داشت: کاری که والت دیزنی می‌کند الگوسازی است و تمام دنیا را در بر می‌گیرد. طی سالهای اخیر یکی از دلیل‌های طلاق در کشور آمریکا شیفتگی و علاقه یکی از زوجین به عروسک‌های والت دیزنی است که زندگیشان را تحت الشعاع قرار داده است. زائری با بیان خاطره‌ای از یکی از دوستانش گفت: یکی از دوستانم فرزند خردسالش را به مهد کودک فرستاده بود و بعد از مدتی کودک گفته بود مربی مهدم گفته سی دی کارتون با خودتان بیارید. پدر این کودک از چند نفر پرس و جو کرده تا متوجه شده مربی مهدکودک فرزندش بچه‌ها را با دیدن سی دی سرگرم می‌کند و خودش بافتنی می‌بافد و سی دی‌هایش قدیمی شده و الان از بچه‌ها خواسته تا در خرید سی دی با مهد کودک مشارکت داشته باشند! می‌خواهم بگویم ما در این سالها غفلت این شکلی داشتیم و به جای اینکه کودکانمان را تربیت صحیح انسانی منطقی کنیم، اتفاق دیگری را رقم زدیم. این فعال فرهنگی با اشاره به فرهنگ غربی عنوان داشت: فرهنگ غربی در ظاهر می‌خواهد سبک زندگی درست را به مردمش معرفی کند! اینها فلسفه‌شان را از سالها پیش شکل داده و تمامی محصولات فرهنگی خود را روانه بازار کردند. وی با بیان اینکه شبکه‌های ماهواره‌ای عربی با هدف‌گذاری از قبل،‌ شروع به کار می‌کنند، بیان داشت: در سال 2006 توجهم به یکی از شبکه‌های عربی زبان ماهواره جلب شد. آنها در همان سال برای کودکان 8 ساله برنامه سازی می‌کردند و بعد از چند سال برای گروه سنی 15 سال برنامه می‌ساختند. اول تعجب کردم که چرا گروه سنی مخاطبان این شبکه تغییر کرد و بعد متوجه شدم که اینها از همان ابتدا با هدف‌گذاری شروع به برنامه سازی کردند و با کودکان 8 ساله شروع کردند و پا به پای آنها پیش رفتند. زائری ادامه داد: یا چند سال بعد عروسک‌هایی را ساخته و در بازار عرضه کردند که در ابتدا دعا و نماز و زیارت می‌خواند. اما بعد از چند سال دیدم که آن عروسک حجابش کنار رفت و شد همان عروسک باربی! غربی‌ها آرام آرام در دل و قلب کودکان رخنه کرده و آنها را با خود همراه می‌کنند. وی در ادامه بیان داشت: جریانی که مد را با حفظ حجاب در جوامع اسلامی مطرح می‌کند جریانی بسیار هوشمندانه است که در چهارچوب قواعد آمریکایی فعالیت‌هایش را انجام می‌دهد. اگر حواسمان نباشد قدرت و فرهنگ غربی‌ها زندگی روزمره ما را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. متأسفانه ما نتوانستیم تفکرات دینی خود را در عمل بگنجانیم. این فعال فرهنگی با اشاره به صحبت‌های مقام معظم رهبری گفت: اتفاقاً مقام معظم رهبری در صحبت‌هایی که داشتند به این اشاره کردند که تعدادی از جوانان مومن به صورت آتش به اختیار آمده و کاری را به ثمر رساندند که بگویند ما می‌توانیم. وی با اشاره به سازندگان این مستند گفت: این مستند نشان می‌دهد دوستانی که در تبیان فعال هستند، ادعایی ندارند مبنی بر اینکه بخواهند خودشان را نشان دهند، بلکه می‌خواهند بگویند در فضایی که همه ناامید بوده و توانایی انجام چنین کاری را نداشتند، ما گفتیم می‌توانیم. طبیعی است که در چنین شرایطی جریان‌هایی جلوی این افراد بایستند که ناامیدی ترویج شده و جریان مستقل فرهنگی به وجود نیاید. زائری در ادامه بیان داشت: مطمئناً اگر این دوستان به‌جای ساخت شهر بازی معارفی کار دیگری می‌کردند، از آن استقبال می‌شد و یا حتی اگر از خارج از کشور به ایران می‌آمدند و شهر بازی راه‌اندازی می‌کردند، که شبیه به شهربازی غربی‌ها بود به جرأت می‌گویم بسیاری از مسئولان و نهادها به طور جدی به آنها کمک می‌کردند. وی در ادامه بیان داشت: اگر همین دوستان می‌خواستند برنامه‌های تکراری تولید کنند باز از آن استقبال می‌شد. همه این مخالفت‌ها به این دلیل است که مسئولان نمی‌خواهند فعالیت جذابی در حوزه فرهنگی اتفاق بیفتد. اگر همین الآن زیارت عاشورا را روی لیوان یک بار مصرف بزنیم از آن استقبال می‌شود به این دلیل که در نهایت آن را دور می‌اندازند. متأسفانه تولید فرهنگی در کشور ما زمین می‌خورد به این دلیل که نمی‌گذارند کار جذابی در این حوزه انجام شود. اگر این تولیدات انجام شود معادلاتشان برهم می‌خورد. این فعال فرهنگی گفت: هر کسی بخواهد این معادله را برهم بزند زمین می‌خورد. در همین نظام توسط مسئولینی که بعضاً روحانی هستند این مخالفت‌ها صورت می‌گیرد. آنها معتقدند نباید کار جذاب دینی تولید شود که با مخاطب ارتباط بگیرد و اگر بگوییم همین الآن می‌خواهیم برای عید نوروز روی بابا نوروز ایرانی خودمان مانور دهیم، مطمئناً زمین می‌خوریم. وی در ادامه بیان داشت: آنچه که مقام معظم رهبری به‌عنوان نفوذ در نهادهای مختلف بیان می‌کنند همین است. جاسوس و نفوذی کسی است که نه او را می‌شناسی و نه فکرش را می‌کنی. این افراد در نظام جمهوری اسلامی مسئولیت دارند و با بودجه نظام این کارها را انجام می‌دهند. یکی از دوستان مسئول در شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت ما هرچه تلاش کردیم به نتیجه‌ای نرسید و ترجیح دادیم توسط رهبری اقدام کنیم. همین آدم‌ها حتی در شأن خود نمی‌دانند درباره اسباب‌بازی و عروسک حرفی بزنند. اگر ساختن شهربازی موفقیت آمیز شود، آنها شکست می‌خورند. زائری ادامه داد: در این مستند که مشکلات تولید شهربازی معارفی در شهر قم و مشهد را نشان داد، سندی دیدم که توجهم را به خود جلب کرد. سندی که درخواست سازندگان این شهربازی معارفی از مسئولین مربوطه بود که به آن هوشمندانه پرداخته شده بود. شهربازی که می‌خواست الگوی نظام ما باشد و جمهوری اسلامی بتواند آن را صادر کند به یادگاری و امضا تبدیل شده و در نهایت کسی که قرار بود تشویقش کنند، مدام با درهای بسته روبرو می‌شد و در آخر هم به دلیل بدهی‌ فکر به زندان افتادن در سرش افتاد. وی ادامه داد: نگرانی آقای جمالان در شرایطی برای ساختن شهربازی اتفاق می‌افتد که رسماً اعلام می‌شود فلان مسئول دولت منزلی با رقم 500 میلیارد تومان دارد. در چنین شرایطی مخاطب حق ندارد از خودش درمورد این موضوع سؤال کند که این پول از کجا آمده و آیا یک جوان حق ندارد دست به کارهایی بزند که شاید ناخوشایند باشد. متأسفانه این اتفاق‌ها در جمهوری اسلامی اتفاق می‌افتد و این در حالی است که فردی که برای جمهوری اسلامی و اهداف دینی آن تلاش می‌کند، درنهایت به این فکر می‌کند که او را به زندان نیندازند. زائری در پایان سخنان خود گفت: در کشور ما یا باید کارهای غربی کپی شود و یا کارهای بی‌خاصیت. ساختن شهربازی معارفی فقط دردسرآفرین است. معنی این کار نقض عیب و نقص‌های این شهربازی نیست، اما این آغاز مسیری است که ما تازه نخستین قدم‌ها را در آن برمی‌داریم. انتهای پیام/ ]]> فرهنگی Sat, 24 Feb 2018 06:16:26 GMT http://www.taftanema.ir/news/451996/زائری-کار-فرهنگی-ایران-زمین-می-خورد-عروسک-های-والت-دیزنی-تمام-دنیا-گرفته-اند تاثیر منفی بحران سوریه بر‌آموزش زبان فارسی/ کالای فرهنگی مناسب مخاطب عرب نداریم http://www.taftanema.ir/news/451983/تاثیر-منفی-بحران-سوریه-بر-آموزش-زبان-فارسی-کالای-فرهنگی-مناسب-مخاطب-عرب-نداریم به گزارش سرویس فرهنگي تفتان ما،ابوالفضل صالحی‌نیا رایزن کنونی فرهنگی ایران در سوریه کمتر از یک‌سال است در سمت جدید مستقر شده است اما سابقه قبلی او در کشور سوریه و نیز حضور طولانی وی در لبنان باعث شده وی آشنایی خوبی با شرایط منطقه به خصوص سوریه و لبنان داشته باشد.  حال در شرایطی که سوریه درگیر بحران‌ گروه‌های تکفیری و تروریسی است و ایران نیز در این ماجرا حضور مستقیم دارد شرایط کار فرهنگی دشواری‌های خاص خود را دارد.  در گفت‌وگویی که با صالحی‌نیا در دفتر کار وی در دمشق داشتیم وی از دغدغه‌های خود برای احیای مجدد کرسی‌های آموزش زبان فارسی در سوریه خصوصا در حلب گفت که با شروع بحران به حالت تعطیلی درآمده است. وی همچنین معتقد بود که ایران اگر می‌خواهد حضور موثرتری در افکار عمومی جهان عرب داشته باشد باید کالای فرهنگی مناسب مخاطب عربی تولید کند و صرف ارائه آثار تولید شده ایران در این کشورها تاثیر کمی دارد. این گفت‌وگو سرآغازی بر پرونده فارس در خصوص بحث فرهنگ و سوریه است که از هفته آتی انتشار آن آغاز خواهد شد. مشروح گفت‌وگو با ابوالفضا صالحی‌نیا را در ذیل بخوانید: جناب صالحی‌نیا راجع به فعالیت­‌های رایزنی فرهنگی ایران در دمشق صحبت کنید؟ رایزنی فرهنگی نمایندۀ رسمیِ فرهنگیِ نظام و متولیِ اجرای دیپلماسی فرهنگی است، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی یکسری اهداف، مأموریت ها و سیاست­ هایی تعریف کرده است که نمایندگی‌های فرهنگی چه در قالب رایزنِ فرهنگی مستقل و چه در قالب رایزن­‌هایی که در سفارت­خانه‌­ها مستقر هستند، در پی تحقق این اهداف و اجرای این سیاست‌ها می‌باشند. از جمله مأموریت‌ها می‌توان اشاره کرد به معرفی اسلام اصیل و مکتب اهل­بیت (ع)، معرفی ایران از لحاظ تمدنی و تاریخی و معاصر و انقلاب اسلامی، معرفی توانمندی‌ها و پیشرفت‌های جمهوری اسلامی ایران، به بیان دیگر ارائۀ چهره‌­ای صحیح و منطبق بر واقعیت از ایران و تحقق راهبرد وحدت اسلامی و همچنین گسترش زبان و ادبیات فارسی. این مأموریت‌ها در قالب فعالیت‌­های متنوعی انجام می‌گیرند مانند برقراری ارتباطات و روابط عمومی، فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی، هنری، همایش، میزگرد، انتشار مجله، تبادلِ دانشگاهی، برپاییِ نمایشگاه‌­های هنری، برپایی هفتۀ فرهنگی و هفته فیلم . البته کشور به کشور اولویت­‌ها متفاوت می‌­شود، در سوریه برای ما زبان فارسی، وحدت اسلامی و ارائۀ چهرۀ واقعی ایران اولویت دارد چون شرایطِ خاصی داریم، در شرایطی فعلی سوریه کار برای وحدت اسلامی و تقریب مذاهب جزء کارهای اساسی ماست، در عین حال ارائۀ چهرۀ واقعی ایران را هم اولویت می‌دهیم چون تبلیغاتِ منفی علیه ایران زیاد است که چهره مشوهی از کشورمان ارائه می‌دهد حتی برای دوستان­مان، نه اینکه دیدِ منفی داشته باشند بلکه دیدِ غیرصحیح دارند، از دوستان ما و علاقمند به ایران هستند ولی تصور می‌­کند تهران شهری است مانند یک شهرِ درجه دوم کشور عربی است  و در هر چهارراه یک ایست بازرسی وجود دارد یا زن­ها در خیابان­‌ها نیستند و ..... وقتی مهما‌‌‌ن‌­هایی برای اولین‌بار به ایران سفر می‌کنند، در بازگشت تا مدت­ها شگفت‌­زده هستند. این وضع دوستان ماست حال تصور کنید وضع سایرین را. وقتی با مهمانان سوری که از ایران بازگشته‌اند صحبت می­‌کنیم _ شاید برای شما خنده‌­دار باشد_ ولی مثلاً همۀ از نظافت تهران به نیکی و تعجب یاد می‌­کنند که عجب شهر تمیزی است! من ندیدم کسی این نکته را نگوید! شاید این نکته برای ما عجیب باشد  ولی این موضوع نشان دهنده تصوری است که قبل از سفر به ایران داشته‌اند و پس از مشاهده عینی آنچنان غافلگیر می‌شوند که تهران را از نظر تمیزی برتر از اروپا می‌­بینند یا نظم ترافیکی برای آنها خیلی جالب است و پیشرفت عمرانی شهر تهران. در کنار معرفی چهرۀ صحیحِ واقعی ایران، گسترش زبان فارسی هم دراینجا برای ما اولویت دارد به خاطر اینکه سه دانشگاه سوریه گروه زبان و ادبیات فارسی دارند و تا مقطع کارشناسی دانشجوی زبان فارسی دارند.   *تاثیر منفی بحران سوریه بر آموزش زبان فارسی در این کشور این امر با پیگیری رایزنی اتفاق افتاده است؟ بله سا­لها پیگیری و محقق شده است. البته در حال حاضر مشکلاتی در رابطه با آموزش زبان فارسی در دانشگاه‌ها داریم چون هنگام آغاز بحران اساتیدِ اعزامی از ایران که در دانشگاه تدریس می­‌کردند همه برگشتند، پیگیری و پشتیبانی آن با رایزنی است ولی وزارت علوم اعزام می­‌کند ، الان گروه‌­های زبان فارسی مشکلات زیادی دارند و چون استاد بومی کم دارند روی کیفیت و کمیت آموزشی تاثیر منفی گذاشته است. همچنین روی جذب دانشجو تاثیر منفی گذاشته است. ما دنبال این هستیم که این نقص را برطرف کنیم. *گروه­‌های زبان فارسی سرمایۀ فرهنگی ایران در سوریه است چگونه باید این مشکل را حل کرد؟ راه‌­حلش اعزام استاد از ایران به سوریه است. قبلاً بین 10، 12 استاد از ایران (به طور متناوب اعم از اعزامی و همچنین دانشجویان ایرانی دکترا در دانشگاه‌های سوریه) در اینجا تدریس می­‌کردند که الان همه برگشته‌اند و یک جای خالی اینجا ایجاد شده است. دانشگاه‌های سوریه هم کادرِ بومی خیلی محدود دارند البته در حال حاضر تعدادی بورسیه در ایران در حال تحصیل در رشته زبان فارسی در مقطع دکترا هستند که به تدریج درسال‌­های آینده پس از فارغ التحصیلی بازمی­‌گردند _ که 3 تا 5 سال طول می‌کشد تا آنها درس­شان را تمام کنند و بازگردند به اینجا و مشغول به کار شوند _ این چند سال خیلی برای ما حساس است که بتوانیم این گروه‌­ها را سرپا نگه داریم. البته حتی بعد از آمدن آنها هم باید حداقل یک استاد در هر دانشگاه حضور داشته باشد چون حضورِ استاد ایرانی برای زبان فارسی ضروری است؛ خیلی دنبال این هستیم که این مشکل را حل کنیم. ذهنیتی نسبت به سوریه در ایران وجود دارد مانند جنگ و ناامنی و انفجار و ترور که مانعی است برای اساتید که به سوریه بیایند و معمولاً داوطلب وجود ندارد، ما باید گروه­‌های زبان فارسی را به عنوان سرمایۀ فرهنگی برای ایران محسوب کنیم و هزینه­‌هایی که برای گروه­‌های زبان فارسی می‌­کنیم را به عنوان سرمایه‌­گذاری ببینیم . چه تعداد دانشجوی زبان فارسی در سوریه مشغول تحصیل هستند؟ در دانشگاه دمشق در حال حاضر 80 دانشجو وجود دارد که البته حدود 450 دانشجو هم زبان فارسی را به عنوان زبان اختیاری انتخاب کرده‌اند. در دانشگاه‌­ها فارسی‌­آموز زیاد داریم و تقریباً در تمام دانشگاه‌­ها داریم اما به عنوان رشتۀ تخصصی دانشجوی زبان فارسی الان 80 دانشجوی زبان فارسی فقط در دانشگاه دمشق داریم،  در دانشگاه حلب به دلیل نداشتن استاد، پذیرش دانشجو متوقف شده است و تدریس فقط برای باقیمانده دانشجویان قبلی ادامه دارد. چند سال است پذیرش دانشجو ندارند تا دانشجوهای موجود فارغ‌­التحصیل شوند. دلیلش هم نداشتن استاد است دانشگاه حمص هم فعلاً دایر است ولی آن هم مشکل استاد دارند. *بخشی از فعالیت‌های فرهنگی در سوریه مشترک برگزار می‌شود چه میزان از برنامه‌­هایی که شما اینجا برگزار می‌­کنید با طرف سوری مشترک است؟ برگزاری فعالیت مشترک در دستور کار همۀ نمایندگی‌­­ها است و بخش عمده‌­ای از فعالیت‌­های ما مشترک است البته مشترک هم به چند معنا است؛ یک زمانی از یک دستگاهِ سوری می­‌خواهیم مشارکت عملی داشته باشد مثلاً با وزارت اوقاف برنامۀ مشترکِ مسابقات قرآنی داریم یعنی وزیر نماینده معرفی می‌­کند، کمیتۀ داوری مشترک تشکیل می‌­دادیم، مسجد و تبلیغات در اختیار ما می‌­گذارند، مشارکینِ در مسابقه را برای ما تامین می‌­کنند و ما هم بخشی از هزینه‌­ها را می‌­دهیم و از ایران قاری و داور می‌آوریم. یا ما در دهه فجر با وزارت فرهنگ سوریه افتتاح نمایشگاه آثار تجسمی 4، 5 هنرمندِ ایرانی را برگزار کردیم که به ما سالن دادند، تبلیغات و دعوت هم خودشان انجام دادند. و ما هم هنرمندان را آوردیم و نمایشگاه را برپا شد. همچنین گروه موسیقی از ایران می­‌آید که وزیر فرهنگ آن را افتتاح می‌­کند و دعوت­‌ها را آنها انجام می­‌دهند و این کار مشترک ماست. به همین شکل با دانشگاه­‌ها و مراکز دیگر ما کارهای مشترک انجام می‌­دهیم. از این مراسم‌ها استقبال می‌­شود؟ بله خیلی استقبال می‌­شود. البته کارِ مشترک فقط با دستگاه‌های رسمی نیست گاهی ما کارِ مشترک با ان‌­جی‌­اوها هم داریم یک انجمنِ دوستی ایران و فلسطین است که برخی از فعالیت­‌های ما به صورت کارِ مشترک با آنهاست، شب شعرهای، برنامه‌های مربوط به زنان و برنامه­‌های مقاومتی ما اکثراً با این انجمن و ان‌­جی‌­اوهای به صورت فعالیت مشترک است. *فعالیت فرهنگی جبهه معارض در زمان بحران تعطیل شد فعالیت‌­های جبهه معارض در سوریه چگونه است؟ از زمان بحران تعطیل شده است. قبل از بحران مراکزِ فرهنگی خارجی در سوریه فعال بودند، آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و روسیه مرکز فرهنگی داشتند، کشورهای عربی هم حضور داشتند ولی مرکزِ فرهنگیِ مستقل ندارند بلکه با سفارت هستند؛ اینها فعال هم بودند. این را از آن جهت گفتم می‌­گویند یک بخشی از استعدادی که برای بالا گرفتن بحران در سوریه به وجود آمد به خاطر بذری بود که سعودی‌ها در منطقه کاشته بود؟ بذری بود که سعودی کاشت ولی ربطی به فعالیت­‌های فرهنگی رسمی ندارد. سعودی‌ها فعالیت‌­های زیرساختی داشتند، فعالیت‌­های آشکارِ فرهنگی به عنوان مرکز فرهنگی نبوده بلکه از خلال تبلیغ و جذب علمای دین و کمک‌­های خیریه‌­ای که داشتند فکر تکفیری را ترویج دادند. این فکر تکفیری به تدریج تاثیرگذار شده اینطوری نیست که یک ماه قبل از بحران شروع کرده باشند؛ از 30 سال پیش در مساجد و به ویژه در شهرستان­ها و روستاها که زمینه آماده‌­تر و مردم آگاهی‌­شان کمتر است فعال شدند. مثلاً به ائمه جماعات کمک مالی می­‌کردند آنها را می‌­بردند عربستان آموزش می‌­دادند، به مردم از طریق موسسۀ خیریه که همین ائمه جماعات توسط خودشان تأسیس می‌کردند کمک و نیرو جذب می­‌کردند و بعد هم با گسترش گرایش به اسلام که در کشورهای اسلامی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایجاد شد همه رفتند دنبال اینکه هویتِ دینی خودشان را بشناسند، هر کسی رفت دنبال مذهب خودش. سعودی‌­ها با توجه به تجربه و گسترشِ نفوذی که ایجاد کرده بودند در کشورهای عربی و اسلامی، اندیشۀ خود را به عنوان اندیشۀ اسلامی ترویج دادند، منتها این تاثیرش را در درازمدت گذاشت یعنی وقتی شرایط مهیا شد اینها یکدفعه سربرآوردند. *بایکوت علما و اساتید سوری جبهه مقاومت در جهان عرب البته عربستان سعودی از فرصت حج و داشتن مکه و مدینه برای جذبِ علمای دینی سوریه که معروف به اعتدال بودند استفاده کرد، ضمن اینکه آنها کسانی که بر راه و روشِ سعودی­ها عمل می­‌کردند  را در همایش‌­های بین‌­المللی جهانی دعوت می‌­کردند، به آنها احترام می‌گذاشتند و شخصیت آنها را بزرگنمایی می‌­کردند بر عکس کسی که نسبت به ایران گرایش پیدا و کمتر مطیع محض عربستان می‌­شد یا با اندیشه­‌های وهابیت در سوریه مخالفت می‌­کرد بایکوت می‌­شود و در خیلی از مجامع دعوت نمی‌­وشد همینطور که الان اتفاق افتاده است، الان علمای سوریه که داخل سوریه هستند در هیچ مراسمی در جهان عرب دعوت نمی‌شوند ، چون عربستان از آن عاملِ فشارِ خودش استفاده می­‌کند.  الان وضعیت فرهنگی در سوریه در حوزۀ تولیدات، سینما و تلویزیون در چه وضعی است؟ در شرایط جنگی طبیعتاً کارِ هنری کاهش پیدا می­‌کند بخصوص جنگ در سوریه خیلی متفاوت بود می­شود گفت جنگ داخلی بود، البته دخالت و حضور عناصر خارجی و نقشه‌های استعماری برانگیزنده بحران و مؤثر در ایجاد آن بود ولی عاملِ انسانی مردم اینجا بودند که خودش موجب شکاف در جامعه شد و وقتی شکاف در جامعه ایجاد می‌شود کارِ هنری دیگر کارِ راحتی در جامعه نیست، حالا مشکلات اقتصادی و حالت ناامنی و بی‌­ثباتی هم تاثیرگذار است، بنابراین سطح کارِ فرهنگی و هنری به شدت کاهش پیدا کرد. اما بعد از گذر از دوران خطر و تثبیت نظام، هم دولت برای اثبات عادی بو‌دن وضعیت و هم مردم برای رهایی از شرایط ناامنی روانی، مایل هستند یک مقداری احساس کنند وضع متفاوت شده است. تقریباً از سال گذشته توجه به کارهای فرهنگی و هنری بیشتر شده است الان مرتب در شهرهای مختلف نمایشگاه‌­های فرهنگی و جشنواره برگزار می‌­شود. سازمان سینمایی سوریه جایی شبیه مؤسسه سینمایی فارابی ماست الان روی تولید فیلم و سریال متمرکز شده است و عموماً موضوع آن هم جنگ داخلی سوریه است با پرداختن به جنبه‌های اجتماعی و سیاسی آن و تاثیراتی که در سطح جامعه گذاشته است. البته سالی بین 4 تا 7 فیلم بیشتر نمی‌­توانند تولید کنند ولی چون وزیر فرهنگِ کنونی خودش سالها رئیس سازمان سینمایی بوده خیلی روی تقویت صنعت سینمایی تمرکز کرده و به همین خاطر به نوعی فعالیت سازمان سینمایی بیشتر از سایر بخش‌های فرهنگی و هنری است. چند روز پیش هم برنامۀ سال 2018 خودشان را اعلام کردند که حمایت از ساخت فیلم است و به کار گرفتن نیروهای جوان و حمایت از فیلم­‌های ساخت اول و در مجموع می‌­شود گفت با توجه به شرایط سوریه خیلی کارِ خوبی دارد انجام می‌­شود. در حوزۀ صنایع فرهنگی فیلم و سریالی که در ایران تولید می‌­شود اینجا مخاطب دارد؟ به طور مشص شبکه آی­‌فیلم بیننده­‌های خاص خودش را دارد و از این جهت آی‌­فیلم اینجا شناخته شده است. مخاطبِ قابل­ توجهی دارد؟ من ارزیابی ندارم ولی تقریباً می­شود گفت قابل توجه است یعنی از کنار گفت‌وگوها و دیدارهایی که داریم مرتباً ‌‌آی­‌فیلم را ذکر می‌­کنند و مشخص است این شبکه شناخته­شده است اما اینکه چقدر می‌­بینند نمی‌­دانم اما آی­‌فیلم به عنوان شبکۀ ایرانی که فیلم‌­های ارزشمند نشان می‌­­دهند شناخته شده است. *کالای فرهنگی مناسب مخاطب عرب نداریم البته در موضوع کالای فرهنگی، مشکل اساسی داریم. یعنی کالای فرهنگی که مثلاً مناسب مخاطب عربی تولید شود یا مناسب‌سازی شود ، در ایران نداریم یا بسیار کم داریم . مثلاً در زمینه فیلم ، همان تولیداتی که برای مردم خودمان داریم را به خارج هم عرضه می­‌کنیم حالا بخش کمی از تولیدات ما جشنواره­‌ای است که مخاطب خاص خودش را دارد ولی بقیه آن برای مخاطب ایرانی و فرهنگ ایرانی ساخته شده است، برای کسی ساخته شده که با آن آداب و فرهنگ و رسوم سنت ایران زندگی می‌­کند و آشنا می با­شد و حالا ما می‌­خواهیم همان­‌ها را به خارج منتقل کنیم که این دیگر مناسب نیست. توجه به کارِ مشترک هم خیلی کم بوده جزء مواردی استثنایی و انگشت‌­شمار، البته باید برای کارِ مشترک ساختن تعریف داشت.  اینکه کارگردان یا تهیه‌­کننده‌ای می‌خواهد فیلمی در لبنان با هنرپیشه‌های لبنانی بسازد، نام این کارِ مشترک نیست، کارِ مشترک یعنی اینکه شما یک فیلمی بسازید که فیلم­نامه‌­اش و موضوعش دو فضا را در نظر گرفته باشد. مرحوم سیف­‌الله داد فیلم «بازمانده» را در سوریه ساخت، موضوعش فلسطین است و به کل جهان عرب اختصاص دارد و برای همۀ آنها مهم است، محل ساخت سوریه بود، از بازیگر سوری استفاده کرد، فیلمنامه­ و کارگردانی‌اش ایرانی بود. به این می‌­گویند فیلم مشترک و ما چنین چیزی خیلی کم داریم. اخیراً آقای حاتمی­‌کیا فیلم «به وقت شام» را در مورد سوریه ساخته که می تواند یک کارِ مشترک محسوب شود .البته فیلم هنوز نمایش داده نشده و من اطلاعاتی در مورد آن ندارم. با گروه فیلم «به وقت شام»  ارتباط داشتید؟ وقتی آنها آمدند من ایران بودم. البته صحنه‌­های فیلمبرداری این فیلم در خود دمشق نبود. *نشر سوریه در هنگام بحران ارتباط‌ش را با خارج کشور حفظ کرد سرانۀ فرهنگی مثل کتابفروشی، سینما و غیره در سوریه چگونه است؟ سینما از ابتدا در سوریه ضعیف بوده یعنی حالت پرمخاطب نداشته و ربطی هم به بحران ندارد و بعد، بحران هم تاثیر گذاشته است. موضوع کتاب هم به شدت از بحران متاثر شد و قیمت کتاب بالارفت، چون سوریه از طرف اتحادیه اروپا، کشورهای عربی و آمریکا بایکوتِ اقتصادی هم شد و این بایکوت تاثیر گذاشت طبعاً کلِ کالاها از جمله کالای فرهنگی مانند ورق و جوهر و دستگاه­‌ها همه گران شدند، ارزش پول ده برابر کاهش پیدا کرد. یک استاد دانشگاه قبل از بحران حقوقش معادل هزار دلار بود الان همان حقوق را می­‌گیرد ولی معادل صد دلار است، این آدم دیگر می‌­تواند برود کتاب بخرد؟ البته این به معنای تعطیل شدن نشر کتاب در سوریه نبود چون سوری‌­ها ارتباط­شان را با خارج حفظ کردند. در این زمینه از طریق حضور در نمایشگاه‌­های خارجی کاهش فروش در داخل را جبران کردند . البته سوریه در سریال خیلی در جهان عرب دستِ گسترده­‌ای داشت و دارد ، سریال‌­های سوری در جهان عرب پخش می‌شد و می شود . در ایران هم بعضاً پخش شد مانند سریال مدیر کل . ولی این بحران سبب شد عدۀ ای از هنرمندان از کشور بروند و حتی بعضی از آنها به گروه‌­های سیاسی معارض ملحق شدند. برخی از آن‌هایی هم که اینجا ماندند بعد از مدتی به دلیل فشارهای مالی به شرکت‌­های لبنانی در زمینه دوبلاژ جذب شدند، دوبلاژ سوری خیلی قبل از بحران رواج داشت چون لهجۀ سوری برای جهان عرب شیرین­تر و قابل­ فهم‌­تر است. ما چند سال است رسماً به دعوت دولت سوریه در این کشور حضور مستشاری داریم، الان خیلی از آمدن به سوریه هراس دارند، در رایزنی فرهنگی شما خط ارتباطی بین دمشق و تهران را از طریق اهالی فرهنگ و هنر توانستید برقرار کنید؟ شما دو موضوع را نباید با هم مقایسه کنید یکی موضوع رسانه‌­ای است و یکی هم موضوع ارتباط فرهنگی است، ارتباط فرهنگی شخص به شخص است، با نخبگان است. مثلاً ما یک شخصیت فرهنگی را که با ده‌ها نفر دیگر مرتبط هست می‌­فرستیم ایران. طبعاً وی پس از بازگشت، در جاهای مختلف، در محافل، در میان خانواده و دوستان در مورد آنچه دیده‌اند و شنیده‌اند صحبت می‌­کنند اما آن تاثیر گسترده و آنی رسانه را ندارد. آن تصویر از طریق رسانه­‌ها منتقل می‌­شود آن را دیگر باید از طریق رسانه جواب داد. ما برای کارِ خودمان برنامه داریم مثلاً 5 هنرمند تجسمی دهه فجر آمدند سوریه برای افتتاح نمایشگاه، بعد از آن یک گروه موسیقی می­‌آیند . این کار هم برای عرضه هنر ایرانی و نشان دادن پیشرفت و تحول در هنر ایران و هم برای اصلاح تصویر غیر واقعی ایران انجام می‌گیرد. در مقابل البته اصلاحِ تصویری که از سوریه در ذهن مردم ایران است کار ما نیست، اصلاحِ تصویر سوریه کارِ خود سوری­‌هاست، سفارت سوریه در تهران باید این کار را بکند مانند اینکه ما داریم روی اصلاحِ تصویر ایران کار می‌­کنیم. به هر حال ما در یک جایی مشارکت کردیم که منافع ملی­‌مان و هزینه‌­هایی که در این زمینه دادیم شاید در عرصۀ سخت موفق بودیم ولی در عرصۀ نرم هنوز جای کار دارد، اگر ما کاری نکنیم شاید بعداً قافیه را ببازیم. بالاخره رایزن فرهنگی چشم و بازوی جمهوری اسلامی در سوریه است؟ شما آن علامتِ سوالی که در اذهانِ مردم ما نسبت به حضور ما در سوریه وجود دارد را می­‌پرسید. آن روایتی که قرار است بعداً از اینجا و از طرف ما ارائه شود منظورم است؟ این کار ما نیست، موضوع ما ایران است، ما عکسش را انجام می‌­دهیم ما از سوری‌­ها می­‌خواهیم در مورد ایران بنویسند، اصلاح یا تصحیح چهرۀ ایران وظیفۀ ماست، تصحیح چهرۀ سوریه وظیفۀ مانیست. اینها در چارچوب وظایف رایزنی فرهنگی نیست ما برای مخاطب خارجی کار می‌­کنیم مخاطب ما مردم محل ماموریت ما هستند در هر کشوری باشیم، آن طرف قضیه مسئولیتی ندارید البته غیرمستقیم می­توان فعالیت داشت مثلاً فرض کنید ما یک برنامه ادبی داریم، شب شعر و میزگردِ ادبی داریم از ایران کسی را دعوت می‌­کنیم. به عنوان مثال در مأموریت قبلی که لبنان بودم آقای امیرخانی آمد لبنان و من با او آشنا شدم. حالا این که ایشان برگردد ایران کتابی در مورد لبنان بنویسد خارج از حیطه مأموریت ماست. البته تأکید می کنم این نوع اقدامات در تقویت روابط فرهنگی دو جانبه مفید است و ما تشویق می‌کنیم اما مسئولیت مستقیم نداریم. اگر نهادهای فرهنگی داخلی ایران با شما تماس بگیرند شما می­‌توانید برای حضور آنها تسهیلات برقرار کنید؟ کارهای ما دو جنبه اداری_قانونی و محتوایی دارد. ما متولی جنبۀ محتوایی آن هستیم وقتی یک نفر یا یک گروه می­خواهند بیایند یک روالی در ایران دارد که آن باید طی شود نامش اعزام است، این اعزام یک روندی دارد یک کسی باید پیشنهاد بدهد بعد برود در دستورِ کارِ شورای اعزام قرار بگیرد، شورای اعزام تایید کند بعد برود هیات نظارت بر سفرهای خارجی تایید شود بعد حکم زده شود تا او بیاید اینجا، ما هم متولیِ بحث محتوایی آن هستیم. در ایران دستگاه‌­های ذیربط هستند که باید کارش را انجام بدهند که آن دیگر در چارچوب ماموریت‌­های‌شان و توان مالی‌­شان است. مثلاً من می­‌خواهم نمایشگاه برگزار کنم و می­‌گویم فرضاً 5 هنرمند می­‌خواهم. من اینجا نمایشگاه را برگزار می‌­کنم ولی اینکه از آنجا چه کسی بیاید و چگونه بیاید، تأیید شود یا نشود، آن دیگر روالِ قانونی خودش را دارد و در اختیار نمایندگی فرهنگی نیست. واحدهای ستادی ذیربط طبق روال و مقررات تنظیم شده، عهده‌دار این بخش کار هستند. انتهای پیام/ ]]> فرهنگی Wed, 21 Feb 2018 07:42:04 GMT http://www.taftanema.ir/news/451983/تاثیر-منفی-بحران-سوریه-بر-آموزش-زبان-فارسی-کالای-فرهنگی-مناسب-مخاطب-عرب-نداریم عقاید شیعه درباره حضرت زهرا (س) در منابع اهل سنت وجود دارد/ فاصله مردم و مسئولان 30 سال پیش باید برداشته می‌شد http://www.taftanema.ir/news/451964/عقاید-شیعه-درباره-حضرت-زهرا-س-منابع-اهل-سنت-وجود-فاصله-مردم-مسئولان-30-سال-پیش-باید-برداشته-می-شد به گزارش سرویس فرهنگي تفتان ما،استاد حسین انصاریان را نه تنها پایتخت‌نشینان بلکه مردم سراسر کشور می‌شناسند، استاد اخلاقی که منبرهای او در ایام محرم و صفر، فاطمیه و حتی شب‌های قدر با خیل کثیر جمعیت روبرو می‌شود، در ایام فاطمیه و در روز پایانی دهه فجر به حسینیه سیدالشهدا(ع) رفتیم و پای سخنان این استاد نشستیم، حجت‌الاسلام والمسلمین انصاریان با اشاره به اینکه اگر اهل سنت به روایات و مستندات معتبر خود رجوع کنند، هیچ تنش و اختلافی را راجع به شخصیت و جایگاه حضرت صدیقه طاهره(س) با شیعیان نخواهند داشت، بیان می کند که اگر کاری کنیم که غیرشیعه از ما طرد شود، خلاف خواسته اهل بیت(ع) است، وی در ادامه با اشاره به اینکه یک کت‌وشلواری از باب «تواصوا بالحق» می‌تواند با مردم صحبت کند، ارشاد و منبر رفتن را تنها مختص به روحانیون نمی‌داند،‌ همچنین معتقد است که تعداد افرادی متدینی که در جامعه باقی مانده‌اند، از ‏آثار همین منبرها است،‌ این استاد اخلاق همچنین با توصیه بر اینکه هدایت‌گران جامعه نمی‌‌توانند فقط به محراب و منبر قناعت کنند، می‌گوید: 30 سال پیش باید فاصله‌ها میان مسئولان و مردم را بر می‌‌داشتند و اکنون هم به خاطر دین‌داری قوی‌شان انواع فشارها و سختی‌ها را تحمل می‌‌کنند، البته استاد درباره وضعیت آینده هم نظری را مطرح کرد که در ادامه مشروح این گفت‌وگو می‌آید: اگر اهل سنت به مدارک معتبرشان رجوع کنند، هیچ تنشی راجع به حضرت زهرا(س) ایجاد نمی‌شود ‎*‎با توجه به گرایشات تند میان اهل سنت نسبت به موضوع حضرت صدیقه(س)، ایام فاطمیه را ‏چگونه برگزار کنیم تا دچار تشتت در جهان اسلام نشویم؟ ‎-‎‏ در کتب روایی مهم اهل سنت که این کتاب‏‎ ‎برای خودشان شدیداً قابل اعتماد است، روایاتی را درباره ‏شخصیت حضرت زهرا(س) نقل کردند، این‌ها غیر از روایاتی است که در تفسیر برخی از  آیات در قرآن ‏آمده است که حضرت زهرا(س) را یکی از مصادیق این آیات دانسته‌‌اند، بنابراین اگر به کتاب‌ها و مدارک ‏معتبر خودشان مراجعه کنند، آنگاه نسبت به صدیقه کبری(س) میان ما و آن‌ها از نظر اعتقاد تفاوتی ‏دیگر باقی نمی‌ماند‎.‎ البته یک مشکلی که داریم، این است که شیعه به کتاب کم مراجعه می‌‌کند، هم اینکه آنچه را که شیعه ‏به خصوص درباره صدیقه‌‎کبری(س) می‌شنود از گویندگان است، در حالی که کتاب‌‌ها بسیار قوی‌تر، ‏علمی‌‌تر و تحلیلی‌‌تر شخصیت را بررسی کردند، به ناچار بهترین منبع این است که به کتاب مراجعه کنند، ‏بنابراین اگر مراجعه کنند میان ما و آن‌ها اختلافی نسبت به حضرت صدیقه(س) باقی نمی‌ماند، همچنین ‏اگر بعضی از مسائلی که در کتاب‌‌های ما و کتاب‌‌های آن‌ها آمده است، مطالعه شود، هیچ تنشی ایجاد ‏نمی‌‌کند‎.   درباره حضرت زهرا(س) نه افراطی داریم و نه مبالغه‌ای! «افراط» یعنی علم کردن؛ یعنی یک دروغ، ‏‏«تفریط» یعنی شخصیت را از آن هویتی که دارد پایین آوردن، درباره حضرت زهرا(س) هیچ غلوی ‏نداریم، چون غلو از نظر ائمه بر شیعیان ممنوع است، ما نباید در حق پیغمبر(ص)، امیرالمومنین(ع)، ‏ائمه(ع) یا صدیقه کبری(س) غلو کنیم، همان مطالبی که قرآن و روایات اهل‌‎بیت(ع) آمده است را باید ‏به مردم بگوییم و مردم باید به همان معتقد شوند، ما بسیاری از مطالب درباره حضرت صدیقه‌‎کبری(س) ‏را از مصادر اهل سنت نقل می‌‌کنیم، چون می‌‌بینم بسیاری از آ‌ن‌ها روایات خیلی خوب، قوی‌‌ و مستند ‏است و روایاتی است که با شخصیت دختر پیغمبر(ص) تناسب دارد‎.‎ عالم اهل سنتی که 18 ویژگی برای حضرت زهرا(س) ذکر می‌کند پس اگر آن‌ها با ما تنشی دارند و زمانی ما را متهم به غلو و افراط می‌‌کنند، این ریشه در جهل دارد و به ‏این دلیل است که شخصیت حضرت زهرا(س) را حتی از کتاب‌های خودشان نشناختند، بلکه اگر بشناسند ‏اندیشه آنها با اندیشه ما نسبت به صدیقه‌‎کبری(س) در یک سطح خواهد شد. مثلاً در جلد آخر تفسیر ‏فخر رازی در سوره «کوثر» که او از قوی‌‌ترین و معروف‌‌ترین علمای اهل سنت است برای سوره «کوثر» ‏‏18 معنا ذکر می‌‌کند و می‌گوید کل اینها در وجود حضرت زهرا(س) جمع شده است‎.‎ امیرالمؤمنین(ع) می‌‌فرماید: «‎‎النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا» اگر مخالفتی و دشمنی‌‌ای می‌‌شود ملاکش جهل و ‏نادانی است و این نادانی را خدا بر نادان نمی‌بخشد چون هم عالم است که نادان برود از او بپرسد و هم ‏کتاب است که نادان به کتاب مراجعه کند، فردای قیامت نادان نمی‌‌تواند عذر قابل قبولی را به پروردگار ‏ارائه دهد که من نمی‌‌دانستم، حتی اگر بگوید نمی‌‌دانستم می‌‌گوید چرا نرفتی بپرسی؟ اگر کاری کنیم که غیرشیعه از ما طرد شود، خلاف خواسته اهل بیت(ع) است ‎*‎حرکات و کارهایی که بعضی شیعیان تحت عناوین مختلف در نهم ربیع انجام می‌دهند، آیا به این ‏اختلافات دامن می‌‌زند؟ ‎-‎من آن جلسات را ندیدم و خبری ندارم، اگر مطلب‌‌گویی این جلسات به گونه‌‌ای باشد که باعث شود که افرادی نسبت به شیعه کینه پیدا کنند، این قابل قبول نیست، چون ‏کلاً شیعه، مذهب و مکتبش بر علم، حکمت، دلیل و محبت استوار است؛ یعنی ائمه ما به گونه‌‌ای دین را ‏به ما ارائه دادند که نسبت به غیرشیعه حوزه جاذبه قوی‌ای شویم؛ یعنی کاری کنیم که غیرشیعه را ‏جذب کنیم، پس اگر کاری کنیم که غیرشیعه از ما طرد شود، این خلاف خواسته اهل بیت(ع) است‎.‎ علاوه بر این پروردگار به امت اسلام اجازه ناسزاگویی به بت‌های بت‌پرستان را هم نداده است:‎ «وَلا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّوا الله عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ»، شما اگر به معبودهای بودایی‌‌ها و بت‌‏‏‌پرستان و مشرکین ناسزا بگویید آنها هم به من که پروردگار شما هستم ناسزا می‌‌گویند و مشخص می‌‌شود ‏خدا اینگونه روش برخورد را نمی‌‌پسندد و درست نمی‌‌داند و ما اگر بخواهیم برای خوشحالی خود یا تقویت ‏دین‌‏‎ ‎با داشتن دلیل، برهان، حکمت و علم تکیه به ناسزاگویی کنیم، صریحاً خلاف قرآن عمل کردیم‎. مانعی ندارد که یک کت‌وشلواری از باب «تواصوا بالحق» برای مردم صحبت کند ‎*‎سؤال بعدی راجع به منبری شدن بعضی آقایان مداحان و افرادی که ملبس به لباس مداحی ‏هستند، مربوط می‌شود اینکه کاری را انجام می‌‌دهند که پیش‌‌تر از روحانیون شاهد بودیم، نظر ‏شما راجع به این اتفاق چیست؟ ‎-‎عالمی که حرف درست، متین، مستدل و هدایت‌‌گر بگوید از نظر قرآن و ائمه کار خوبی است، لباس ‏مطرح نیست، «مرد باید که گیرد اندر گوش/ ورنوشت ا‌ست پند بر دیوار»، مانعی ندارد که یک کت‌وشلواری ‏که در حد خودش آگاه به حقایق اصلی اسلام است، از باب «تواصوا بالحق» برای مردم صحبت کند. این افرادی که متدین باقی ماندند، از ‏آثار همین منبرها است ‎*‎منبر شما در شب‌‌های قدر با انبوه مخاطب روبرو است که حتی خیابان ری را مردم کاملاً ‏فرش می‌‌کنند و پای منبر شما می‌‌نشینند، بعضاً در جامعه صحبت از این است که تأثیرات منبر ‏بعضی آقایان درازمدت نیست؛ یعنی شب قدر افراد می‌آیند گریه و زاری می‌‌کنند، به خدا پناه ‏می‌‌برند، «العفو» می‌‌گویند، ولی فردای آن روز همان معیارهایی وجود دارد که روز قبل بوده، چرا ‏آثار و ماندگاری شب قدر در مخاطبان، شیعیان و کسانی که پای منبر حضور دارند، خیلی کم ‏شده است؟ ‎-‎ما نمی‌‌توانیم دنبال چند میلیون جمعیت برویم و بینیم بعد از منبر، دست برداشتند یا برنداشتند، این ‏سؤال نمی‌‌تواند جواب داشته باشد، ما خبر نداریم، ما وظیفه‌‌ای که شب‌های محرم و شب‌های ماه رمضان ‏انجام می‌‌دهیم، توان اینکه دنبال تک تک مردم برویم تا سال بعد ببینیم که این آثار در آن‌ها ماندگار شده ‏است یا نه؟! نداریم، ولی از نظر کلی، جامعه نشان می‌‌دهد این افرادی که با تقوا و متدین باقی ماندند، از ‏آثار همین منبرها است، بنابراین آثار از بین نرفته و مقطعی نیست.   ‎ الان هدایت‌گران جامعه نمی‌‌توانند فقط به محراب و منبر قناعت کنند ‎*‎اکنون می‌‌بینیم بسیاری از اهل منبر و کسانی که ملبس به لباس روحانیت است، در فضای ‏اجتماعی بیشتر حضور پیدا می‌کنند، اکنون با طلبه‌‌هایی مواجه هستیم که فوتبال بازی می‌‏‏‌کنند، فعالیت‌های اجتماعی بیشتری انجام می‌‌دهند، در فضای سینما ظاهر می‌‌شوند، رمان و ‏کتاب می‌نویسند، اهل شعر هستند، این دغدغه‌های اجتماعی از نظر شما چه شکل و شمایلی ‏دارد؟ مثبت است یا منفی؟ ‎-‎حاج محمدحسین کاشف‌‌الغطاء که یک مجتهد بسیار چیره‌‌دست و نویسنده مهمی بود، 60 سال پیش ‏فوت کرد، ایشان فرمودند: هدایت در روزگار ما جز از طریقی که ضلالت پخش می‌‌شود پخش نمی‌‌شود؛ ‏یعنی الان هدایت‌گران جامعه نمی‌‌توانند فقط به محراب و منبر قناعت کنند، الان دشمن چه ابزاری دارد؟ ‏سینما دارد، سایت دارد، فضای مجازی دارد، ورزش عمومی و جهانی دارد، هدایت‌گران جامعه لازم است ‏کل این ابزار را داشته باشند؛ یعنی به نظر من حوزه باید با رعایت زی طلبگی و شوون روحانیت  با کمک فیلم‌سازان قوی ایران کلاس تشکیل ‏دهد، طلبه فیلم‌‌ساز، طلبه، طلبه ورزشکار و طلبه هنرمند تربیت کند؛ یعنی ما باید با همان ‏ابزاری که دشمن دارد، در دل ما پیش می‌‌رود، در حوزه زندگی با همان ابزار پیش برویم تا اثرات منفی ‏دشمن را دفع کنیم، اینکه خودمان آثار مثبتی در وجود مردم به جا بگذاریم، عیبی ندارد، بلکه لازم ‏است‎. اما یقیناً اگر روحانی به بهانه تبلیغ یا ارتباط با مردم کارهایی که شایسته روحانی و حتی مؤمن نیست انجام دهد صحیح نخواهد بود و به نتیجه هم نخواهد رسید. کسانی که به روحانیون حمله کرده‌اند را دشمن نمی‌دانم *‎حملات اخیر به روحانیت در سطح جامعه چگونه ارزیابی می‌‌کنید؟ طی چند سال اخیر در مترو، ‏مکان‌های عمومی و اجتماعی روحانیون زیادی مورد حمله و ضرب و شتم افراد شرور قرار ‏گرفتند، این را به حساب منزلت اجتماعی روحانیت می‌گذارید؟ یا به حساب تغییراتی که در ‏عالم سیاست اتفاق می‌افتد؟ ‎- ‎کسانی که علیه روحانیت شعار می‌‌دهند یا حملات فیزیکی می‌‌کنند؛ دو دسته هستند یک دسته کاملاً ‏نسبت به جایگاهِ روحانیت جاهل‌اند و تحت تأثیر سایت‌‌ها و ماهواره‌‌ها قرار گرفته‌اند، دسته دیگر که ‏فشارهای زندگی در آنها خیلی زیاد است و فکر می‌‌کنند که کل مهار زندگی مردم این مملکت، دست ‏روحانیت است-در حالی که اینطور نیست، کل مهار زندگی دست روحانیت نیست- آن کسی که از نظر ‏اقتصادی یا اجتماعی تحت فشار قرار گرفته است یا مراجعاتی که به ادارات داشته است با او خوب برخورد ‏نشده و ارزش او را رعایت نکردند، عصبانی شده و در توهم خودش به این نتیجه رسیده که مقصر همه ‏اینها روحانیت است! با اینکه تعداد روحانیونی که در مملکت هستند، شاید یک درصد از آن‌ها اداری ‏باشند، مثلاً مجلس شورای اسلامی را نگاه کنید، کلاً چند روحانی در مجلس حضور دارند؟ یا کسانی که ‏دست‌‌اندرکار امور دولتی هستند یا دادستان یا قاضی هستند یادر نهادها و سازمان های دیگر‎.‎ بنابراین عده‌‌ای از آن‌ها تحت تأثیر ماهواره‌‌ها دست به این کارها می‌‌زنند و عده‌‌ای هم بر اثر فشار، ولی ‏باید به اینها گفت بالاخره در اسلام صبر، تحمل، ادب و احترام وجود دارد و باید اینها را رعایت کنند و ‏حیف است یک انسانی تحت تأثیر دشمن قرار بگیرد یا در تصور خودش کل مشکلات را گردن یک گروه ‏خاصی بیندازد. آن‌ها را من دشمن نمی‌‌دانم. ‎30 سال پیش باید فاصله‌ها را بر می‌‌داشتند‎ ‎*‎این حرکت‌‌های اخیر مانند جمع‌‌آوری نرده‌‌ها بین مردم و بخش تشریفات نماز جمعه که شروع ‏شده است تا فاصله میان مردم و مسئول روحانیت و ائمه نماز جمعه کم شود، چگونه ارزیابی می‏‌کنید؟ چهل ‎سال پیش اعتقادم این بود که اینچنین چیزها نباشد، دیر شد، یعنی کم کردن فاصله یا برداشتن فاصله به ‏نظر من خیلی دیر شد، ولی کار خیلی خوبی است، یعنی باید 30 سال پیش انجام می‌‌گرفت، وقتی ‏منافقین نابود و فراری شدند و در مملکت نبودند، آن عامل فاصله که برداشته شد، همان وقت باید فاصله‌ها را بر می‌‌داشتند.‎ ‎روحانیون میان خودشان و مردم هیچ فاصله‌‌ای ‏ایجاد نکردند ‎*‎پیشنهاد شما برای اینکه روحانیون بیشتر با مردم مأنوس باشند و روحانیون میان مردم و ‏مسائل‌شان حضور داشته باشند، چیست؟ ‎-‎ما خیلی روحانی در کشور داریم، خیلی از آن‌ها را می‌‌شناسم، اصلاً میان خودشان و مردم هیچ فاصله‌‌ای ‏ایجاد نکردند، مردم می‌‌توانند خیلی راحت آن‌ها را ببینند، به ملاقات بیمار می‌‌روند، در تشییع جنازه‌‌ها ‏شرکت می‌‌کنند، به مردم کمک می‌‌کنند، از این صنف روحانی در کشور کم نیست، البته به نظر من ‏روحانی هنرمند کم است که علم ارتباطش با مردم قوی باشد و الا اغلب اینها آدم‌‌های متواضع و خوبی ‏هستند، ولی به نظر من در حوزه‌‌های علمیه باید هنر ارتباط را به آن‌ها تعلیم داد، هنر رابطه را به آنها ‏تعلیم دهند و آن‌ها را نسبت به مسئولیت الهی که برای جامعه دارند، باید خیلی تشویق کرد.   ‎*‎براساس القائاتی که در سال‌های اخیر به مردم داده شده است، مردم نوعاً با موضوعی مواجه ‏هستند که رژیم گذشته بهتر بوده، پس چرا انقلاب کردیم و چه شد انقلاب کردیم؟! در مورد ‏انقلاب و پشیمانی و ندامت از انقلاب که از طرف رسانه‌های بیگانه تبلیغ و ترویج می‌‌شود، نظر ‏شما راجع به این موضوع چیست؟ ‎-‎به نظرم در زمان همه انبیاء و ائمه ریزش اتفاق افتاده است، این مخصوص کشور و انقلاب ما نیست، در ‏روایت‌های مهم حتی اهل سنت و در کتاب‌های خیلی مهم می‌‌بینید که بعضی نوشتند بعد از مرگ ‏پیغمبر(ص) سه نفر بیشتر ثابت‌‌قدم نماند، آن جمعیت زمان پیغمبر(ص) ریزش کرد یا در کتاب اهل ‏سنت دیدم یک نفر مانند روزگار پیغمبر نماند، درروزگار ما هم ریزش ‏داشتیم، اما نه در حدی که کل ریزش داشته باشند، نه در حدی که کل اهداف انقلاب را رها کنند، خیلی ‏افراد هم واقعاً زیر فشار هستند، ولی به خاطر دین‌داری قوی‌شان فشار را تحمل می‌‌کنند و پشیمان و ‏ناراحت هم نیستند و همه جا هم شرکت می‌کنند ولی این ریزش را باید قبول کرد، در طول تاریخ هم ‏کفر ریزش داشته که «یدخلونَ فی دین‎ افواجا» و هم ایمان ریزش داشته است که یک عده‌‌ای ‏نتوانستند مشکلات پیش آمده را تحمل کنند، پشیمان شدند و رها کردند، این یک مسأله طبیعی است و ‏نگرانی هم ندارد‎.‎ هر کسی از من می‌‌پرسد آینده را چگونه می‌‌بینید؟ می‌‌گویم قرآن به ما یک عینکی داده است، ما آینده را ‏باید با آن عینک ببینیم «ان الارض یرثها عبادی الصالحون»، آینده زمین و کل جهان به دست بندگان ‏شایسته ما می‌‌افتد، پس ما هیچ نگرانی و ناامیدی نداریم، بلکه خیلی امید قوی‌‌ای هم داریم. ‎ملاک ارزش انسان «اقتصاد» نیست/وضعیت اقتصادی در زمان شاه خوب نبوده است ‎*‎اگر بنا باشد با یک جوان درباره پیش از انقلاب و روزگار فعلی صحبت کنید؛ چه می‌گویید؟ ‎-‎حرف من با جوان این است که ملاک ارزش انسان اقتصاد نیست که ما الان را با زمان شاه مقایسه کنیم، ‏چون اقتصاد برای بعضی‌ها خوب بوده و برای بعضی‌ها هم خوب نبوده، چون آن زمان را کاملاً درک ‏کردم، خیلی چیزهایی که راجع به آن زمان می‌‌گویند درست نیست، آن زمان فقیر، گرسنه، بی‌سواد و ‏آواره خیلی بیشتر از الان بوده، ولی نباید ملاک انسانیت، اخلاق، روش، منش و بهتری و برتری را اقتصاد ‏گرفت که بگوییم چون زمان شاه دلار 7 تومان بوده، پس خیلی روزگار بهتری بوده! الان چون دلار این ‏میزان گران شده و فشار اقتصادی زیاد شده، روزگار خیلی بدی است! در حالی که اقتصاد ملاک نیست.‎ ‎جوانان هر قدمی بر می‌دارند با ‏فکر بردارند ‎*‎صحبت پایانی‎...‎ ‎-‎من واقعاً از همه جوانان و نسل فعلی پسر و دختر تقاضا دارم که هر قدمی را می‌‌خواهند بردارند اولاً با ‏فکر بردارند، ثانیاً در قدم برداشتن‌شان و در حرکات‌شان خدایی را که حاضر و ناظر اعمال است را در نظر ‏داشته باشند و با توجه به اینکه خدا و 124 هزار پیغمبر و 12 امام از قیامت خبر دادند و قیامت هم ‏روزی است که «وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ» اگر عمل ما به وزن دانه ارزن باشد، محاسبه می‌‌شود، این ‏را در نظر داشته باشند و محور همه کارهایشان را خدا قرار دهند‎. گفتگو: حمید محمدی محمدی. انتهای پیام‎ ]]> فرهنگی Mon, 19 Feb 2018 06:49:37 GMT http://www.taftanema.ir/news/451964/عقاید-شیعه-درباره-حضرت-زهرا-س-منابع-اهل-سنت-وجود-فاصله-مردم-مسئولان-30-سال-پیش-باید-برداشته-می-شد آنچه در جامعه می‌گذرد به‌شدت آزاردهنده است/ داستان‌نویس نمی‌تواند جعلِ حقایق کند http://www.taftanema.ir/news/451954/آنچه-جامعه-می-گذرد-به-شدت-آزاردهنده-داستان-نویس-نمی-تواند-جعل-حقایق-کند به گزارش سرویس فرهنگي تفتان ما،حسام آبنوس: علی موذنی را باید از زمره نویسنده‌هایی دانست که نوشتن برایش امری جدی است و داستان نمی‌نویسد که نویسنده محسوب شود، بلکه داستان نوشتن و به طور کلی نویسندگی برایش مسئله‌ای جدی محسوب می‌شود به همین خاطر پیوسته شاهد انتشار آثار مختلف این نویسنده هستیم. «خوش‌نشین» اثر این نویسنده 59 ساله است که در آن دست روی مسئله‌ای گذاشته که یکی از معضلات این روزهای جامعه است و شمار زیادی از شهروندان ایرانی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. خرید مسکن و اجاره‌نشینی موضوعی است که در «خوش‌نشین» به خوبی مورد اشاره قرار گرفته و نویسنده در آن فضای باورپذیری را برای خواننده رقم زده است. اثری که خواننده با آن همذات‌پنداری می‌کند و نسبت به شخصیت‌ها ارتباطی نزدیک برقرار می‌کند. به بهانه این رمان سراغ علی موذنی رفتیم و پای صحبت‌های او نشستیم. او در این گفت‌وگو از بی‌برنامگی دولت‌ها برای تامین مسکن سخن گفت و به فضای رمانش اشاره کرد که خانواده‌باور است. تفکر دینی حاکم بر «خوش‌نشین» نکته‌ای است که این نویسنده به آن اشاره کرده است. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید. *حین نوشتن تفکیکی بین تجربه‌های شخصی و غیر آن احساس نمی‌کنم فارس: آقای موذنی شما در «خوش‌نشین» سراغ سوژه‌ای رفته‌اید که باید آن را یک موضوع روز دانست که همواره دغدغه طیف زیادی از جامعه است. خودتان چقدر در اتفاقات این رمان از تجربه‌های شخصی‌تان استفاده کرده‌اید؟ منظورتان از تجربه شخصی، متنی است که به عنوان پیش‌رمان چاپ شده؟ فارس: بله اصولا موقع نوشتن تفکیکی میان تجربه‌های شخصی و تجربه‌های غیرشخصی احساس نمی‌کنم، چون تجربه‌های شخصی و غیرشخصی در طی زمان چنان درهم تنیده می‌شوند که اصلا قابل تفکیک نیستند و من واقعا نمی‌دانم تجربه‌ای که در لحظه قلمی می‌شود، مستقیما تجربه خودم است یا تجربه دیگری. اما در خصوص متنی که در پیش رمان نوشته شده، باید عرض کنم چون ناشر علاقه داشت من یک معرفی از خودم صورت بدهم و من هم نسبت به این جور معرفی‌ها دافعۀ شدید دارم، بعد از مدت‌ها فکر کردن یک دفعه به فکرم رسید مصاحبه‌ای با خودم صورت بدهم که نتیجه‌اش آن چیزی شد که در پیش رمان آمده. مهرداد و بهار شخصیت‌های خیالی‌اند و من چنین دوستانی نداشته‌ام، هرچند رگه‌هایی از شخصیت آنها را در اطرافیان دیده‌ام. فارس: من فکر کردم واقعی است و بر این اساس کلی تخیل کردم. این‌ها بازی‌های نویسنده است، چنان که در پیشانی رمان «ملاقات در شب آفتابی» آمده که این جانبازها واقعی‌اند و شماره و نشانی‌شان موجود است و در اختیار خوانندگان علاقه‌مند در صورتی که خواهان باشند، قرار خواهد گرفت، در صورتی که آنها خیالی بودند، یا در رمان «نه آبی نه خاکی» مشخصاتی از دفترچۀ یادداشتی داده شده که متعلق به شخصیتی داستانی با نام نمادین سعید مرادی است. خیلی‌ها سراغ مزار او را از من می‌گیرند. *خواننده از لحظه‌ای که کتاب را باز می‌کند وارد بازی نویسنده شده فارس: این به قول شما بازی نویسنده بدجوری خواننده را به اشتباه می‌اندازد. واقعا فکر کردم «خوش نشین» گرته‌برداری از زندگی دوست نزدیک شماست و اعتراض و قهر زن و شوهر واقعی است. وقتی می گویم بازی، برای این است که مخاطب از لحظه‌ای که کتاب را باز می‌کند و قصد خواندن می‌کند، وارد بازی نویسنده شده. نویسنده واقعه‌ای تخیلی را طوری می‌پردازد که به نظر واقعی بیاید تا خواننده هم با استفاده از تجربه‌های شخصی خود آن واقعۀ تخیلی را در ذهن بازسازی کند و درگیر داستان شود. فارس: وقتی رمان را می‌خواندم در بسیاری از مقاطع خودم را به جای شخصیت مهرداد تصور می‌کردم. برای مثال وقتی رنج مهرداد را برای تامین هزینه زندگی دیدم، خودم را جای او می گذاشتم یا وقتی دشواری خرید خانه را در این وانفسا دیدم، با شرایط خودم تطبیق می‌دادم. هیچ شخصیت داستانی واقعی نیست حتی اگر یک ما به ازای بیرونی داشته باشد. همین طور اتفاقاتی که در زندگی واقعی می‌افتند، وقتی وارد حوزه داستان می‌شوند، اگر نه 100 درصد، 99 درصد تغییر می‌کنند. فارس: یکی از سوال‌های من این بود که طبق همان متن پیش رمان، شما برای نزدیک شدن به شخصیت مهرداد و بهار و سایرین چه تمهیدی به کار بسته‌اید که حالا با توضیحاتی که دادید، فکر می‌کنم جوابم را گرفته باشم. موضوع این رمان وقتی در ذهن من افتاد که یکی از دوستان ماشینی را از یک غریبه خرید و پولش را کامل داد بی آن که سند به نامش بخورد. همان موقع این سوال برای من ایجاد شد که اگر طرف نیاید به نام بزند، تکلیف دوست من با ضرر هنگفتی که خواهد کرد، چه می شود؟ البته آن غریبه ظرف یک هفته آمد و سند را به نام زد، اما این سوال ذهن مرا به خودش مشغول کرد تا در طی زمان تغییراتی وسیع  به خود پذیرفت که حاصلش «خوش‌نشین» است. فارس: نکته‌ای که در مورد رمان توجهم را به خود جلب کرد نوع رابطه بهار با پری بود. به نظرم چنین رابطه‌ای خلاف واقع بود و خواننده باور نمی‌کند که دختری با مادر خود چنین رابطه‌ای داشته باشد. خودتان چنین حسی نداشتید؟ بیشتر توضیح می‌دهید؟ چرا خلاف واقع؟ *شخصیت‌ها خانواده‌باور هستند فارس: منظورم نوع ادبیات و نحوه برخورد بین آن‌هاست که ناشی از عصبانیت است. روند داستان از یک حالت متعادل به یک حالت نامتعادل رو به پیشروی است و طبیعی است که در این میان شخصیت‌ها حتی در حیثیت مادر و دختر وقتی در تقابل با هم قرار می‌گیرند، رفتاری متفاوت و حتی خشن نسبت به هم پیدا کنند. بهار به مادرش اعتراض می‌کند، اما توهین نمی‌کند. اتفاقا در اوج منحنی خشم، بهار جای صدمه زدن به مادرش شروع می‌کند به خودزنی و بعد هم او را ترک می‌کند، چون بارآمده فرهنگی است که برای نسل پیشین، حرمت قائل است و خود را موظف می‌داند با همه مشقاتی که در زندگی زناشویی‌اش ایجاد می‌شود، از مادرش نگهداری کند و او را با بیماری افسردگی‌اش تنها نگذارد. اصولا بهار برای من در این رمان نقش متعادل کننده داشت. او با حفظ تعادل است که می‌تواند مادرش را وارد زندگی زناشویی‌اش کند و بازیگرانه طوری عمل کند که مهرداد و پری همدیگر را بپذیرند و در کنار هم با کمترین اصطکاک زندگی کنند. توجه داشته باشید که مهرداد هم جای ادامه جنگ و دعوا و آسیب زدن به زن و مادرزن، آن‌ها را ترک می‌کند، چرا؟ چون او هم خانواده باور است و تحت تربیت عالیه خانمی بار آمده که به او گفته اگر ببینم کوچکترین اهانتی به مادرزنت کردی، شیرم را حلالت نمی‌کنم. *نیازی به مستقیم‌گویی برای بی‌برنامگی دولت‌ها در تامین مسکن نیست فارس: در این رمان خواننده با مشکلات خانه‌دار شدن روبرو می‌شود. مصائب این موضوع را می‌خواند ولی هیچگاه از زبان هیچ شخصیتی به نقش حاکمیت در فراهم آوردن بستر صاحب‌خانه شدن اشاره‌ای نمی‌شود. نخواستید به این موضوع اشاره کنید یا مسئله دیگری بوده است؟ به تعبیری این رمان مطالبه‌گر نمی‌تواند باشد چون بیشتر به مصائب صاحب‌خانه شدن پرداخته و به نقش حکومت در این مورد اشاره‌ای نشده و سخنی و مطالبه‌ای پیرامون وظیفه بسترسازی حکومت برای صاحب مسکن شدن مردم در رمان مطرح نشده است. نیازی به مستقیم‌گویی نیست که دولت‌ها برای تامین مسکن برنامه‌ای ندارند و یا اگر هم دارند - حتی اگر برنامه خوب و موثری هم داشته باشند - در اجرا ناموفقند. وقتی در رمان اشاره می‌شود که قیمت مسکن روز به روز دارد بالا می‌رود، یعنی چه؟ یعنی دولت‌ها انظباط مالی ندارند و قادر به حفظ ارزش پول مملکت نیستند و همین برنامه‌ریزی را برای زندگی کارمند جماعت به شدت سخت می‌کند که مهم‌ترین آن همین تامین مسکن است. وقتی مهرداد اظهار می‌کند که می‌خواهم آپارتمان بخرم، هم مادر زنش به عنوان نسل پیش و هم زنش به عنوان نسل فعلی او را مسخره می‌کنند و می‌گویند آرزو بر جوانان عیب  نیست. چرا باید خرید مسکن در ذهن دو نسل این چنین دور و بعید باشد؟ غیر از این است که ذهنیت آن‌ها تابعی از وضعیت نابسامان اقتصادی کشور است؟ توجه داشته باشید که آن‌ها علاوه بر وامی که پری می‌گیرد، هرچه را دارند، می‌فروشند تا بتوانند باقی پول خانه را تامین کنند و بی‌هیچ وسیله‌ای از خودشان وارد آپارتمان خریداری شده می‌شوند. بعد از اسباب کشی مهرداد حتی پول ندارد برای بچه‌اش شیرخشک بخرد و این پری است که به او پول قرض می‌دهد. پس ناتوانی حکومت در تامین مسکن که در قانون اساسی به اهمیت آن و وظیفه دولت در قبال آن اشاره و تاکید شده، خودش را به خوبی در ساختار معنایی داستان نشان می دهد. اگر بنا داشتم به طور مستقیم وارد بحث با حکومت بشوم، حتما ساختار فعلی داستان غیر از این می‌بود. *نبود سواد رابطه از مشکلات اساسی در روابط خانوادگی است فارس: رمان «خوش‌نشین» را باید اثری چند وجهی دانست. علاوه بر مسئله مسکن روابط میان‌فردی نیز در رمان برجسته است. یعنی خواننده به موضوع رابطه داماد و مادرزن و مادر و پسر، دختر و مادر و ... نیز پی می‌برد. در این مورد هم توضیح می‌دهید؟ مسکن در این رمان بهانه است و اصل موضوع تکیه بر همین روابطی است که متاسفانه سوادش در جامعۀ ما کم است. من از اواخر دهۀ هفتاد طبق آمار رسمی متوجه سیر صعودی طلاق شدم و این آمار را هر سال رو به افزایش دیدم. دلایل اقتصادی یکی از مشکلات طلاق است اما همۀ آن نیست. نبود سواد رابطه از مشکلات اساسی ما در روابط جاری چه خانوادگی و چه اجتماعی است. همه هم داریم رنجش را می‌بریم، اما اتفاقی نمی‌افتد، چون برنامه‌ریزی‌ها صحیح نیست. من به این علت بهار را به عنوان متعادل کننده روابط فرض کردم، چون مادر اصلی‌ترین عامل تربیت فرزند است. اما خود این مادر در جامعه چه جایگاهی دارد و چگونه پرورده می‌شود؟ نقش جامعه در ارتباط با زن چیست؟ آیا مدام در حال سرکوب اوست یا در حال برآوردن او به عنوان یک نیروی موثر از هر نظر؟ هر چه تربیت زن بالنده‌تر باشد، جامعه خوشبخت‌تر است. این ادعای درستی است که اگر برای تربیت 10 عنوان قائل باشیم، 9 تای آن به عهدۀ زن است و یکی‌اش به عهدۀ مرد است که تازه این یکی هم احترام گذاشتن به زن در حضور فرزندان است. زن در هیئت مادر است که به عنوان نزدیک‌ترین فرد به فرزند می‌تواند او را در قدم‌های اول قانون‌مند بار بیاورد. به او عزت نفس بدهد. اعتماد به نفس را در او پرورش بدهد. احترام گذاشتن به حقوق دیگران را به او یاد بدهد. *می‌شود آشتی کرد اگر بلد باشیم درست دعوا کنیم فارس: متوجهم که شما خواسته‌اید نشان دهید که باید هم بزرگترها با رفتارشان احترام خود را نگه دارند و هم کوچکترها در نوع تعاملشان مانع از ایجاد کدورت و دلخوری شوند. نکته مورد اشاره شما یکی از چیزهایی است که در این رمان خواسته‌ام بگویم. این که می‌شود دعوا کرد، اما در کنارش آشتی هم می‌شود کرد، البته اگر بلد باشیم درست دعوا کنیم نه آن که در دعوا همۀ مهر و محبتی را که وجود داشته، فراموش کنیم و تبدیل به دو تا دشمنی بشویم که انگار همدیگر را نمی‌شناخته‌اند و نان و نمک هم را نخورده‌اند. عالیه در این رمان به عنوان خرد جمعی حضور دارد. او راهگشاست. پناه می‌دهد و در عین حال ایجاد محبت می‌کند و بی رودربایستی مسائل را گوشزد و حل می‌کند. فارس: در مورد روایت این رمان می‌خواهم سوال کنم. «خوش‌نشین» دارای یک روایت متفاوت است. یعنی دانای کل است ولی این دانای کل گاهی حالتی از اول شخص پیدا می‌کند. در مورد روایت رمان و زاویه دید راوی هم توضیح می‌دهید؟ زاویه دید در این رمان دانای کل محدود به ذهن سه راوی است. از این طریق می‌توانستم وارد لایه‌های ذهنی هر سه شخصیت اصلی داستان بشوم و ذهنیت هر یک را تشریح کنم. بیان ذهنیت شخصیت به صورت اول شخص یعنی یکپارچه شدن روایت میان راوی و شخصیت داستانی. شخصیت بی واسطۀ راوی خودش را عرضه می‌کند و بیشترین همدلی با مخاطب را نسبت به خود بر می‌انگیزد. *فرم همان محتواست، منتهی داستانی شده فارس: اصولا تکنیک و فرم برای شما در نوشتار چقدر اهمیت دارد و آیا بر مضمون تقدم دارد؟ اصلا این بحث فرم و محتوا و ترجیح یکی بر دیگری به نظرم بحثی انحرافی است، چرا که موضوع و مضمون وقتی قرار است داستانی شوند، باید به لوازمی مجهز شوند که نامش تکنیک است. مگر داستان‌نویس برای داستانی کردن آنچه در نظر دارد، ابزاری جز تکنیک در اختیار دارد؟ این ابزار مگر غیر از این است که موضوع مورد نظر داستان‌نویس را  تحت تابعیت منحنی روایت قرار می‌دهند و تفکر و احساس خواننده را از طریق اجرایی کردن همین منحنی فعال می‌کنند؟ پس موضوع و مضمون به خودی خود وجود دارند و وقتی به استخدام داستان‌نویس در می‌آیند، قرار است به بهترین شکلی که مورد نظر داستان‌نویس است، داستانی شوند. در واقع فرم همان محتواست، منتهی داستانی شده. *رفتار جامعه امیدوارکننده نیست فارس: چرا آثاری با این مشخصه که به موضوعات اجتماعی و روز مردم بپردازد کم داریم و اغلب با آثار سیاه و کم‌رمقی روبرو هستیم که فقط ناامیدی و یاس را بازتاب می‌دهد؟ نویسنده‌های ما مایوس هستند یا مسئله در جای دیگر است؟ اجازه بدهید اول بخش دوم سوال شما را جواب بدهم. نویسندگان ما مایوسند، برای این که رفتار جامعه به گونه‌ای نیست که امیدوار کننده باشد. هر هنرمندی به گمان من یک نخبه است، زیرا قدرت تخیل دارد و تخیل از ارزشمندترین وجوه شخصیت انسان است. او در جامعه ای هشتاد میلیونی زندگی می‌کند که تیراژ کتاب‌هایش به حدود پانصد نسخه تا رسیده. یعنی نویسنده زجر نوشتن می‌کشد، اما حاصلی از این زجر نمی‌برد. پانصد تا یعنی عملا هیچ مخاطبی نیست که از استعداد او بهره ببرد. نویسنده شاهد بی‌قانونی و اختلاس و مشکلات رو به تزایدی است که همه را ناشی از ناآگاهی در همه سطوح می‌بیند. حرفش خریدار ندارد، چون بازار ندارد. جای آن که بتواند از طریق چاپ آثارش ارتزاق کند، باید به شغل‌های دیگر رو بیاورد. پس چرا انتظار داریم داستان‌های خوش‌بینانه بنویسد؟ من هم دنده‌ام پهن بوده که این داستان را خوش‌بینانه جمع و جورکرده‌ام. آنچه در جامعه می‌گذرد، از جهات اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و ...، به شدت آزاردهنده است و داستان‌نویس هم نمی‌تواند جعلِ حقایق کند. اتفاقا جامعه در همه سطوح از سیاست بگیرید تا فرهنگ و وجوه دیگرش، نیازمند نقد جدی است و این مهم باید توسط هنرمندان و جامعه‌شناسان و روانشناسان و ... صورت بگیرد، و ساده‌انگاری است اگر نقد جدی و عالمانه آسیب‌ها را سیاه نمایی قلمداد کنیم. *تفکر حاکم بر «خوش‌نشین» دینی است فارس: چرا خدا در رمان و مشکلاتی که مهرداد با آن دست و پنجه نرم می‌کند، جایگاهی ندارد، یعنی مهرداد خودش را همه کاره می‌داند و هیچ اتکایی به خدا برای گذر از موانع و مشکلات ندارد. این در واقع ترسیم فضای جامعه است یا نکته دیگری است؟ اتفاقا تفکر حاکم بر این رمان دینی است هرچند اگر مثلا شخصیت مهرداد را در حال انجام فرایض نبینیم، چرا که او پروردۀ عالیه است و در دو جای رمان می‌بینیم که عالیه مشغول نماز خواندن است. پس عالیه به عنوان خرد جمعی در رفتار و گفتارش مطابق با آموزه‌های دینی‌اش عمل می‌کند ، چه در تربیت بچه‌ها و چه حالا که تنها زندگی می‌کند. پیشنهادها و راه حل‌های او راه گشاست و اوست که بحرانِ به وجود آمده‌ای را که می‌توانست منجر به یک فاجعه شود، برطرف می‌کند. آن خوش‌بینی هم که بحثش رفت، ناشی از همین تفکر است، یعنی با همه بدبختی‌ها و عوامل محنت‌زا، خوش‌بین بودن به مرحمت خداوندی که آن قدر اختیار به بشر داده که تا حد ممکن خودش از قوای خدادادی برای رفع مشکلاتش بهره ببرد. انتهای پیام/ ]]> فرهنگی Sun, 18 Feb 2018 07:57:03 GMT http://www.taftanema.ir/news/451954/آنچه-جامعه-می-گذرد-به-شدت-آزاردهنده-داستان-نویس-نمی-تواند-جعل-حقایق-کند «سفر+کتاب» تنها با ۸۰۰ تومان/ کتابخوانی در اعماق زمین http://www.taftanema.ir/news/451936/سفر-کتاب-تنها-۸۰۰-تومان-کتابخوانی-اعماق-زمین به گزارش سرویس فرهنگي تفتان ما،حسام آبنوس: مترو به عنوان یکی از وسایل حمل و نقل عمومی همواره برایم محلی برای مطالعه و کتابخوانی بوده و از فرصت‌هایی که از این وسیله عمومی برای جابجایی در سطح شهر استفاده می‌کردم به نفع کتابخوانی بهره می‌بردم. البته گاهی پیش می‌آمد که به خاطر ازدحام و شلوغی داخل واگن‌ها موقعیت باز کردن کتاب‌ها ایجاد نمی‌شد و به همین خاطر، عملا مطالعه امکان‌پذیر نمی‌شد، اما با این وجود همیشه مترو محیطی مناسب برای خواندن بوده است. چند روز پیش پس از ورود به ایستگاه میدان آزادی، قبل از ورود به سکو با یک دستگاه جدید روبه‌رو شدم که با قلم درشت بالای آن نوشته شده بود: «با موبایل کتاب بخون و راهتو کوتاه کن» و در کنار آن عبارت «رایگان» خودنمایی خاصی داشت، اما از آنجا که عجله داشتم زیاد فرصت نکردم از کارکرد آن سر در بیاورم. اما این حس کنجکاوی خاموش نشد و اولین کاری که کردم این بود که در نرم‌افزار کتابخوان «فیدیبو»، که این طرح نیز از سوی این کتابخوان با مشارکت شهرداری اجرا شده، در مورد ماجرای «فیدیباکس» جستجو کنم. مرحله بعدی دعوت کردن خودم به یک متروسواری در روز تعطیل بود. جمعه عصر راهی ایستگاه مترو شدم تا از چند و چون این امکان جذاب برای کتابخوانی در مترو سر در آورم. پس از روشن کردن اینترنت دستگاه خودم وارد بخش «فیدیباکس» شدم و کد اختصاصی‌ام را ایجاد کردم و آن را مقابل چشمی دستگاه نصب شده در ایستگاه گرفتم. پس از شناسایی دستگاه، پیغامی با این مضمون که یک ساعت فرصت مطالعه رایگان در اختیارم قرار گرفته روی صفحه نمایش دستگاهم ظاهر شد. باورم نمی‌شد تنها با پرداخت هزینه بلیط مترو می‌توانم از کتاب‌های الکترونیک موجود در این نرم‌افزار به مدت یک ساعت بهره ببرم. البته از آنجا که تازه‌کار بودم (هرکس در اولین مواجهه با یک اتفاق تازه‌کار محسوب می‌شود) حدود نیم ساعتی از وقتم را صرف گشتن در میان کتاب‌ها و فهرست آنها کردم، و زیر و بم این امکان کتابخوانی را در آوردم. اولین مسئله‌ای که پس از آشنایی با «فیدیباکس» توجهم را جلب کرد، محدودیت کتاب‌های موجود در آن بود. البته برای مطالعه در مترو تعدادشان بد نبود ولی خب چون ولع سیری‌ناپذیری در روبه‌رو شدن با کتاب‌ها دارم، تعداد و عناوین کتاب‌ها را چشمگیر نیافتم. در حالی که کتب معروف ناشران و عناوین پرفروش آنها نسبتا در این طرح حضور جایشان خالی بود. هرچند کتاب پرفروش «ملت عشق» با بنری که برای آن طراحی شده بود در واقع تشبیه به مسافر دائمی قطارها شده بود، اما با این حال از دیگر کتب معروف و پرفروش خبری نبود. البته ضرب‌المثل مشهوری می‌گوید: «لنگه کفش پاره هم در بیابان غنیمت است» و اکنون که امکان مطالعه کتب رایگان در مترو فراهم شده نفس آن ارزشمند است. از میدان آزادی راهی ایستگاه میدان ولی‌عصر(عج) شدم تا دوباره فرصت کتابخوانی خود را شارژ کنم و بتوانم یک ساعت دیگر هم فرصت خواندن پیدا کنم. نکته جالب توجه در این طرح آن است که محدودیتی برای دریافت کتاب‌ها نیست و هر تعداد کتاب که در این طرح موجود است را می‌توان دانلود کرد، اما تنها در بازه یک ساعته‌ای که فرصت دارید می‌توانید مطالعه کنید. البته این به معنای آن نیست که دیگر امکان خواندن آن کتاب وجود ندارد، بلکه در صورت استفاده مجدد از مترو می‌توانید به مطالعه همان کتاب ادامه دهید و در سفرهای مختلف یک کتاب را به پایان برسانید. مشغول مطالعه بودم که پیغامی روی صفحه، نمایش داده شده که در آن نوشته شده بود، «زمان مجاز شما تا پنج دقیقه دیگر به پایان می‌رسد. این پایان ماجرا نیست. مجدد خود را به فیدیباکس برسانید و زمان مطالعه رایگان دریافت کنید.» این پیغام جلوتر این یادآوری را به مخاطب می‌کند که تنها پنج دقیقه از زمان یک ساعته‌اش باقی مانده است. کتابی که گرفته بودم من را به خودش جذب کرده بود و راهی نداشتم که دوباره خودم را به فیدیباکس نصب شده در یکی دیگر از ایستگاه‌ها برسانم. در بخش فیدیباکس نرم‌افزار فیدیبو ۱۸ ایستگاه (میدان ولی‌عصر(عج) و آزادگان در خط ۳ / تجریش، شاهد، قلهک و مصلی امام خمینی(ره) در خط یک / بهارستان، دانشگاه شریف، شادمان، فرهنگسرا و مدیان امام خمینی(ره) در خط ۲ / بیمه، تئاتر شهر، شهرک اکباتان، مدیان آزادی، مدیان انقلاب و میدان شهدا در خط ۴ / گلشهر (کرج) خط ۵) به عنوان ایستگاه‌هایی که این امکان در آنها فراهم است معرفی شده بود که برای اطلاع از آن می‌توانید به این نرم‌افزار مراجعه کنید. پس از شارژ مجدد زمان، مطالعه کتاب را از سر گرفتم و دیدم راهی نیست یا باید در مترو بمانم یا اینکه کتاب را خریداری کنم. «زمان طرح فیدیباکس به پایان رسیده است. برای ادامه مطالعه 2 راه دارید: 1. دوباره به مکان‌های دارای فیدیباکس بازگردید و به مطالعه رایگان ادامه دهید. 2. کتاب خوانده‌شده در طرح را با تخفیف 20% بخرید تا همواره به آن دسترسی داشته باشید.» پیغامی بود که در پایان زمان یک ساعت روی صفحه به نمایش در آمد. جدا از اینکه برای آنهایی که از مترو به صورت مستمر استفاده می‌کنند این یک امکان قابل اعتنا است، خرید کتاب با 20 درصد تخفیف نیز پیشنهاد خوبی است که می‌تواند خواننده را ترغیب کند تا در یک حرکت فرهنگی مشارکت داشته باشد. حرکتی فرهنگی که با 800 تومان (نهایت هزینه استفاده از مترو به قیمت بلیت تک‌سفره) آغاز می‌شود و به جای خوبی ختم می‌شود. دست بر قضا کتابی 600 صفحه‌ای (با قلم و سایز تلفن همراه و تبلت) را انتخاب کرده بودم و در این فاصله تنها موفق به مطالعه 170 صفحه آن شده بودم. در مدت باقی‌مانده تا صفحه 250 خواندم و موضوع کتاب آن‌قدر جذبم کرده بود که دل‌کندن از آن میسور نبود، به همین خاطر مطالعه باقی‌مانده کتاب را به سفر بعدی خود با مترو موکول کردم. به نظرم آمد این اقدام استعاره‌ای در خود دارد. برای رسیدن به گنجِ کتاب‌ها باید به زیر زمین رفت تا بتوان کیمیای کتاب‌ها را با کمک «فیدیباکس» استخراج کنیم. انتهای پیام/ ]]> فرهنگی Sat, 17 Feb 2018 07:12:11 GMT http://www.taftanema.ir/news/451936/سفر-کتاب-تنها-۸۰۰-تومان-کتابخوانی-اعماق-زمین تلویزیون چه بر سر «به وقت شام» آورد؟/ تصمیم به‌موقع رئیس رسانه ملی/ عنقا: در نقد فیلم حاتمی‌کیا نیت‌خوانی نکنیم http://www.taftanema.ir/news/451917/تلویزیون-سر-وقت-شام-آورد-تصمیم-به-موقع-رئیس-رسانه-ملی-عنقا-نقد-فیلم-حاتمی-کیا-نیت-خوانی-نکنیم به گزارش سرویس فرهنگي تفتان ما، در طول برگزاری جشنواره فیلم فجر 2 برنامه تلویزیونی «هفت» و «سینما دو» هر شب فیلم‌های جشنواره را رصد کرده و با حضور منتقدانی آثار حاضر در جشنواره را نقد و بررسی کردند و هر شب نیز با حواشی متفاوتی روبرو بودند. البته در این مسیر برنامه سینما دو توانست فضای عقلانی‌تری را رقم بزند و بدون هیاهو و حواشی کار خود را پیش‌ ببرد. اما آنچه که باعث شد ناگهان همه چشم‌ها به سمت این دو برنامه برود، سخنانی بود که «ابراهیم حاتمی‌کیا» در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر بر لب راند.  **اعتراض حاتمی‌کیا در اختتامیه به چه کسانی بود؟ او در این مراسم گفت: ممنونم از محبت عزیزان از داوران عزیز من فیلمساز وابسته‌ام. فیلمساز این نظام‌ام. فیلمسازی هستم که افتخار می کنم از کسانی صحبت می‌کنم سی سال است که روی این سن رفت و آمد دارم. دلم می‌خواهد از بچه‌های سازمان اوج تشکر کنم. دوستانی که زحمت می‌کشند که واژه سربازان گمنام امام زمان را باید به آن‌ها اطلاق کرد. متاسفم که می‌شنوم برخی از همکاران از جمله ایشان (رضا رشیدپور) واژه‌سازی می‌کنند و آثار ما را فیلم‌های ارگانی و نهادی و سازمانی می‌گویند. من افتخار می‌کنم فیلمی درباره مدافعان حرم ساختم. افتخار می‌کنم که برای ساختن این فیلم از عزیزی مثل حاج قاسم سلیمانی جایزه گرفتم. افتخار می‌کنم از سوی بچه‌های سپاه که زحمت کشیدند و امثال من را رشد دادند، حمایت شدم.  حاتمی‌کیا گفت: اگر قرار است خانه سینما به تشکیلات وزارت کار تبدیل شود، من کارآفرینم؛ چرا که یک سال در کنار گروه سازنده فیلم بودیم و رزق به آنها رساندیم. امثال آقای رضا رشیدپور واژه‌هایی می‌سازند که در سازمان صداوسیما باب می‌شود. من اعتراض می‌کنم به تلویزیون. فیلم‌های من را بارها از تلویزیون پخش می‌کنند اما آدم‌هایی که باید از تفکر فیلم‌های من دفاع کنند به یکباره به اپوزوسیون تبدیل می‌شوند. از مسئولین شبکه سه و دو شکایتم را به خدا می‌برم. بابت رفتار زشت‌شان در این مدت که به فیلم روا داشتند.  وی در خاتمه تاکید کرد: سردار سلیمانی برای «به وقت شام» گریست. اُف به کسانی که گفتند به وقت شام فیلم کمدی است. من غصه می‌خورم در جایی هستم که اینجا نگاهداری و محافظتش دست بچه‌هایی است که در  به وقت شام به آن‌ها اشاره شد. این لجبازی را به خدا شکایت می برم. این نگاه زشتی است برای این مملکت.  این سخنان حاتمی‌کیا عطف به یکی از قسمت‌های برنامه هفت بود که خانم آنتونیا شرکا و غلامعباس فاضلی مهمان رشیدپور می‌شوند تا فیلم «به وقت شام» را نقد کنند.  آنتونیا شرکا در این برنامه گفت: من از فیلم دوم ایشان که دیده‌بان که یک مینیمال جنگی و روایت متفاوتی از سینمای جنگ بود و من را شیفته کرد و باور کردم حرف ایشان را. تا به حال هم فیلم‌های عظیم و بیگ پروداکشن ایشان را دیده‌ام و من آن تعلق خاطر به ایدئولوژی را می‌بینم و از این بابت خوشحالم.  وی ادامه داد: این انتقاد بر ایشان وارد است که تصویری که از داعش ارائه شده باسمه‌ای است و شبیه بازی‌های کامپیوتری است ولی خود آقای حاتمی‌کیا در این باره توضیح دادند که ماهیت داعش اگزجره است و پوشش قربانیان و حرکات نمایشی و ... همه نمایشی است و حرکت‌های داعش همه نمایشی است. و روایت پست مدرنی نسبت به جنگ دارند. اگرچه در جاهایی غیرواقعی بود مخصوصا جاهایی که داعش وجود داشت و ارتباط سخت بود.  شرکا اظهارداشت: منی که نقد می‌کنم شاید لزوما علاقه‌ام سینمای جنگ نباشد و سینمای ضد جنگ باشد ولی به هر حال این فیلم یک فیلم جنگی است و ممکن است من علاقه نداشته باشم یک بار دیگر این فیلم را ببینم  و چیز جدیدی به من ندهد ولی در قالب خود یک فیلم کامل است و خیلی حرفه‌ای و تخصصی ساخته شده و برای من قابل احترام است.  **فیلمی که باید دوست داشته باشم! به گزارش فارس، در بخش بعدی این برنامه فاضلی سخنان خود را این گونه آغاز می‌کند:«من ضمن اینکه این فیلم را دوست...« این سخن از سوی رشیدپور با فعل دارم کامل می‌شود» اما فاضل این‌گونه ادامه می‌دهد که باید دوست داشته باشم! با نظر خانم شرکا یک جاهایی مخالفم. فاضل پس از گفتن این جمله اشاره‌ای نمی‌کند و توضیحی نمی‌دهد که چه بایدی او را مجبور به دوست داشتن این فیلم کرده است؟ وی افزود: ابراهیم حاتمی‌کیا در دهه 60 کشف منتقدان است و با فیلم‌های کوتاهش و نقد خسرو دهقان بر فیلم هویت و نقد پر ستایش مسعود فراستی به دیده بان و مهاجر و بعد هم فیلم‌های دیگر او که مقبولیت کلی پیدا کرد. اما در سال‌های بعد اتفاقی در سینمای حاتمی کیا افتاد که ما در این فیلم هم به طور مشخص شاهد آن هستیم و آن این است که زیبایی‌های بصری جای خود را به جذابیت‌های تصویری داد. در فیلم‌های نخستین او در یک دهه می‌بینیم که یک سینمایی است که المان‌های تصویری بسیار ماندگار است و با وجود اینکه اساسا سینمای حاتمی‌کیا یک سینمای کمابیش شعاری است، آنها را می‌پوشاند و قابل قبول می‌کند.   وی تصریح کرد: اما بعد از اتفاقی که برای چندتا از فیلم‌های حاتمی‌کیا می‌افتد یعنی دوره‌ای که با به نام پدر آغاز می‌شود و یکجوری از جانب منتقدان پس زده می‌شود و استقبال قبلی صورت نمی‌گیرد... رشیدپور تاکید می‌کند که چون حاتمی‌کیا کم کم می رود سراغ سینمای اجتماعی و فاضل ادامه می‌دهد که: و بعد می‌خواهد خط عوض کند و دعوت را می‌سازد و بعد فیلمی که به مشکل برمی‌خورد به رنگ ارغوان و بعد.. به گزارش فارس، در ادامه رشیدپور با لبخند گفت: ولی باهوش است و برمی‌گردد، فاضلی نیز در ادامه عنوان داشت: و بعد فیلمی که هنوز در محاق مانده است، رشیدپور نام گزارش یک جشن را بر زبان می‌آورد. فاضل نیز عنوان می‌کند که خوب شد شما گفتید مشکلی که نیست، رشیدپور هم تاکید می‌کند نه نه گزارش یک جشن. فاضلی ادامه داد: بعد می‌آید جذابیت‌های تصویری را جایگزین می‌کند. سینمایی که جلوه‌های ویژه است و در بادیگارد هم داریم و در به وقت شام به اوج می‌رسد. این فیلم ضمن اینکه تاکید می‌کنم این فیلم را نگاه کنند و فیلم دوست داشتنی است و اقرار می‌کنم که مانع تماشای این فیلم از جانب هیچکس نمی‌شوم و دعوت می کنم، این فیلمی است که جلوه‌های بیشتر در آن حضور دارد و غلبه دارد و این فیلم به ماندگاری فیلم‌های گذشته حاتمی‌کیا نیست و البته امیدوارم باشد این پیش بینی بنده است در عین حال بعضی المان‌ها و نوع روابطی که در فیلم‌های حاتمی‌کیا دیده‌ایم اینجا دیگر تکراری و خسته کننده است. *قهرمان در نهایت به خشونتی می‌رسد که ضدقهرمان می‌شود وی افزود: تنش بین فرمانده و فرمانبر، فرزندو  پدر، قهر کردن، دوباره برگشتن. این عناصر دراماتیکی هستند که خیلی تکرار شده‌اند و به نظر می‌رسد باید اینها را با کنش‌های دیگر دراماتیک جایگزین کند. آقای رضا درستکار هم تاکید کردند که این را بگویم که آنتاگونیست یعنی ضد قهرمان می‌آید پروپاگانیست یعنی قهرمان را وادار می‌کند که مثل خودش بشود. یعنی اینجا عملا قهرمان در نهایت به یک خشونتی می‌رسد رفتارش که تبدیل به ضد قهرمان می‌شود.  وی تاکید کرد: اما با تمام این تفاسیر این فیلم به خاطر جلوه‌های ویژه یک گام سینمای ایران را به جلو برده و حتی نوع شعاری بودنش اشکالی ندارد و می‌تواند در گیشه اتفاق جدید به وجود بیاورد و می‌تواند با حمایت ارگان‌ها و سازمان‌ها می‌تواند تکانی به سینمای ایران بدهد و دستاوردهای فنی آن را به جلو ببرد. پس من طرفدار این فیلم هستم. رشیدپور اما تاکید می‌کند که من با حمایت ارگان‌ها و سازمان‌ها کاملا مخالفم چون تجربه خوبی نیست که ارگان‌ها و سازمان‌ها بلیط بخرند و فاضلی نیز عنوان می‌کند برای اینکه این فیلم‌ها با بودجه خیلی زیادی ساخته میشوند که شاید 50 برابر بودجه یک فیلم سینمایی است و برای حمایت از این فیلم‌ها باید یک اتفاق جدی‌تری صورت بگیرد.طبیعتا چنین فیلمی نمی‌تواند با سرمایه معمولی یک تهیه‌کننده ساخته شود.رشیدپور هم در این باره گفت: مشکل بنیادین با هم در این حوزه داریم و بحث نکنیم بهتر است. در نهایت نیز فاضلی از 5نمره یک به فیلم حاتمی‌کیا می‌دهد و خانم شرکا نیز از 5 نمره 3 به فیلم به وقت شام می‌دهد و رشیدپور هم گفت که اولین شبی است که این همه اختلاف نمره دارید با هم.  به گزارش فارس، بخش دیگری از این اعتراض نیز به برنامه «سینما دو» با اجرای حامد عنقا بود. هرچند که عنقا نخستین برنامه خود را به فیلم به وقت شام تقدیم کرد و چند برنامه هم به حضور عوامل این فیلم سینمایی اختصاص داد، اما در نهایت نیما حسنی‌نسب تیرخلاص خود را در نقد این فیلم زد و در سخنانی اعلام کرد که حاتمی‌کیا یک کمدی ساخته است!  هرچند که حامد عنقا مجری این برنامه به سرعت وارد عمل شد و در مقابل این سخن حسنی‌نسب ایستاد و با او مخالفت کرد، اما علی‌رغم حمایت‌های گسترده گروه سازنده سینما دو از لاتاری، به وقت شام و تنگه ابوقریب، نقدی غیرمنصفانه از سوی منتقدان بر فیلم به وقت شام وارد شد.  علی مصلح که به همراه نیما حسنی‌نسب در برنامه سینما دو به نقد به وقت شام پرداخت، در سخنانی گفت: تکنیک و مضمون تا جایی که هواپیما برمی‌گردد و در پالمیرا می‌نشیند و داعشی‌های گریخته از غرب را می‌بینیم و پیشبرد قصه از دست قهرمان خارج می شود، فیلم از دست می رود. تماشاگر یک توقعی برایش پیش می‌آید که فیلم داستان پدر و پسری است که با هم چالشی دارند اما به نقطه‌ای می‌رسد که فیلم رها می‌شود.  عنقا نیز عنوان می‌کند: به جهت روایت این طور نیست که هادی حجازی‌فر و بابک حمیدیان قصه را جلو می‌برند و جنس وقایع این شخصیت‌های داستان را جلو می‌برد. حسنی نیز در این برنامه می‌گوید: اشکال از جایی است که ما به فیلم و درام و قصه و روایت به عنوان اینکه می‌خواهیم چیزهایی بگوییم و نکاتی داریم و مضامینی داریم و قرار است انتقال دهنده موضوعی باشد، بنابراین بدون اینکه حواسمان باشد تبدیل به یک پازل نه چندان منسجم می‌شود از مجموعه‌ای از ایده‌ها و تم‌هاو م موقعیت‌هایی که چون موضوع درباره آن است باید نشان بدهیم. یک بخشی به دلیل ملاحظات ایدئولوژیک است، یک بخشی به خاطر مسائل استراتژیک است، یک بخشی اصلا به خاطر علایق شخصی است، یک بخش تماتیک محبوب فیلمساز است، یک بخشی اصرار کسانی است که موضوعات کلان را مطرح می‌کنند و بنا براین ناگهان فرمان از دستش در می‌رود و در این فیلم دیگر خیلی فرمان از دستش درمی‌رود.    عنقا ادامه می‌دهد: بحثم این نیست که با فیلم زاویه ندارم و به آن انتقاداتی ندارم اما اصلا نمی‌پذیرم که چیزهای بیرونی به فیلمی که ابراهیم حاتمی‌کیا بعد از 3 دهه فیلمسازی آن هم با این اشل و پروداکشن و این تهیه کننده داشته وارد شده باشد.  علی مصلح تاکید می‌کند: حاتمی‌کیا در سفری که به سوریه داشته ایده‌ای داشته که فیلمش را قربانی آن کرده است و بیشتر از اینکه خشونت باشد، شو است. حتی واقعا سر اسیران خود را نمی‌برند.   حسنی نسب ادامه می‌دهد: بیس تحقیقاتی نشان داده که پست مدرنیسم است و به دلیل تعجیل و فرصت کوتاهی که برای ساخت فیلم هست، به تیترها و تک مقاله‌ها بسنده شده، اصلا فکر نمی‌کردم ابراهیم حاتمی‌کیا طبع فانتزی و هجو  یک ذره فانتزی باشد. فیلم جاهایی کاملا کمدی می‌شود. فیلم در بخش‌هایی به زی‌مویی می‌رسد. فیلم‌هایی که فیلمساز موضوع خود را خیلی جدی می‌گیرد ولی به دلیل پروسه تولید به کاریکاتور تبدیل می‌شود. پخش جهانی برای این فیلم شوخی است و خودشان هم می‌دانند. فیلم برای مصرف داخلی ساخته شده است. مشکلی که فیلم دارد این است که اگر حاتمی کیا میخواسته هشدار بدهد و از مدافعان حرم دفاع کند، فیلم را برای کسانی ساخته که موافق این اتفاق هستند و ما نمادهایی که می‌بینیم این است که سوری‌ها از قهرمان‌های فیلم مثبت‌تر هستند و این عمدی است.  در پایان این بخش حامد عنقا در مقابل اظهار نظر منتقدان کوتاه نمی‌آید و در دفاع از فیلم حاتمی‌کیا تاکید می‌کند اگر به جای ابراهیم حاتمی‌کیا با نام دیگری در تیتراژ این فیلم روبرو بودیم، چه بسا ابو بلژیکی و ابوخالد (از شخصیت‌های داعشی فیلم) راحت‌تر پذیرفته می‌شدند. عنقا حتی بر این نکته نیز اصرار می‌کند که شما «به وقت شام» را از چشم یک کارگردان ایرانی می‌بینید و در مقابل اظهارنظرهای منتقدان تاکید می‌کند که بهتر است درباره فیلم نیت‌خوانی نکنیم.  به گزارش فارس،نکته قابل توجه در آنچه که بر تلویزیون گذشت؛ واکنش رئیس رسانه ملی به این وقایع بود. در حقیقت علی عسکری برای اولین بار واکنش به موقع نسبت به یک اشتباه در تلویزیون داشت و با اعلام اینکه برنامه‌سازان تلویزیون هم دچار اشتباه می‌شوند، نشان داد که هنوز هم مخاطبان و برنامه‌سازان می‌توانند به رسانه ملی دلگرم باشند.   انتهای پیام/  ]]> فرهنگی Thu, 15 Feb 2018 07:41:45 GMT http://www.taftanema.ir/news/451917/تلویزیون-سر-وقت-شام-آورد-تصمیم-به-موقع-رئیس-رسانه-ملی-عنقا-نقد-فیلم-حاتمی-کیا-نیت-خوانی-نکنیم