جواد جمشیدزهی، فعال فرهنگی اجتماعی شهرستان خاش، در یادداشتی به گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی
تفتان ما؛ نوشت:
تداوم پدیده تیراندازی در مراسمهای سنتی در استان سیستان و بلوچستان، فراتر از یک خطای فردی، به یک بحران اجتماعی تبدیل شده است که مرز میان «حفظ سنت» و «نقض امنیت عمومی» را با ابهام مواجه کرده و پیامدهای انسانی و ساختاری جبرانناپذیری بر جامعه منطقه تحمیل میکند.
در بررسی پویاییهای اجتماعی در مناطق مرزی، تضاد میان «سنتهای فرهنگی» و «قوانین مدنی» همواره یکی از چالشهای اصلی است. در استان سیستان و بلوچستان، پدیده تیراندازی در مراسمهای شادمانی، نمونهای بارز از این تلاقی بحثبرانگیز است. آنچه در ظاهر به عنوان ابراز هیجان یا نمایش قدرت در آیینهای سنتی جلوه میکند، در واقع یک «بدعت پرخطر» است که با ساختارهای امنیتی و اخلاقی مدرن، در تقابل مستقیم قرار دارد.
از منظر جامعهشناختی، تکرار این رفتار نشاندهنده نوعی «عادیسازی خشونت» در فضاهای غیرنظامی است. زمانی که صدای شلیک سلاح گرم به بخشی از موسیقیِ جشنها بدل میشود، در واقع فرآیند «فرهنگپذیری خشونت» در نسلهای آینده آغاز میگردد. این مسئله نه تنها امنیت جانی شهروندان را به مخاطره میاندازد، بلکه تصویر ذهنی جامعه ملی از فرهنگ بومی منطقه را نیز تحت تأثیر قرار داده و آن را با مفاهیمی چون بینظمی و عدم کنترل اجتماعی پیوند میزند.
پیامدهای این پدیده را میتوان در سه سطح تحلیل کرد:
نخست، سطح انسانی و روانی؛** اصابت گلولههای سرگردان در مراسمها، فراتر از یک حادثه عارضی، تراژدیهای خانوادگی ایجاد میکند که چرخه فقر و آسیبهای روانی را در جوامع محلی تشدید مینماید. هر حادثه مرگبار، ضربهای به سرمایههای انسانی منطقه است که تأثیر آن تا نسلها باقی میماند.
دوم، سطح اجتماعی و امنیتی؛** تداوم این رفتار، چالشهای جدی برای نهادهای انتظامی ایجاد میکند و اعتماد عمومی به اجرای یکپارچه قوانین را در سطح محلی با پرسش مواجه میسازد. امنیت، پیششرط توسعه است و هرگونه تضعیف آن در مراسمهای عمومی، مانعی بر سر راه پیشرفتهای اجتماعی است.
سوم، سطح فرهنگی؛ اصالت فرهنگ بلوچ در مهرورزی، مهماننوازی و پیوندهای اجتماعی نهفته است. سلاح گرم و صدای انفجار، ماهیتِ «صلحآمیز» و «بنیادین» این فرهنگ را مخدوش میکند. ما باید میان «حفظ هویت فرهنگی» و «پذیرش رفتارهای پرخطر» تفکیک قائل شویم.
برای گذار از این وضعیت، رویکرد «صرفاً امنیتی» پاسخگوی بحران نیست. ما به یک «تحول پارادایمی» نیاز داریم که در آن، نخبگان محلی، مشتیان، بزرگان ایلی و فعالان فرهنگی، نقش پیشران را ایفا کنند. ضرورت دارد که «ممنوعیت تیراندازی» از یک دستور اداری، به یک «هویت اخلاقی» تبدیل شود.
مسئولان نظام اداری و امنیتی، در کنار اجرای دقیق قانون، باید بر بسترهای فرهنگی و اجتماعی سرمایهگذاری کنند تا فرهنگِ «شادیِ ایمن» جایگزین «جشنهای پرخطر» شود. تنها در این صورت است که میتوانیم با افتخار، سنتهای غنی خود را در چارچوب نظم و امنیت، به جهانیان معرفی کنیم.
به قلم: جواد جمشیدزهی فعال فرهنگی اجتماعی شهرستان خاش