به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «تفتان ما»، شهید «مرتضی بشارتی» روزهای پایانی تابستان ۱۳۴۵ در زابل متولد شد، پدرش «اسماعیل» نام داشت و از طریق بسیج عازم جبهه شد، ۲۵ اردیبهشتماه ۱۳۶۵ در شلمچه مورد اصابت ترکش قرار گرفت و به فیض شهادت نایل آمد. در ادامه متن کامل وصیتنامه شهید گرانقدر تقدیم حضورتان میگردد.
در فرازی از وصیتنامه این شهید آمده است:
بسمالله الرحمن الرحیم
شرافتمندانهترین مرگ، شهادت است.
مپندارید آنان که در راه خدا کشته میشوند مردگانند بلکه آنان زندهاند و در نزد پروردگارشان روزی میطلبند.
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان، به نام آن که جن و انس را آفرید تا تنها او را عبادت کنند و رسولانی فرستاد تا جاهلان را از چاههای عمیق و تاریک بهسوی نور هدایت کنند. به نام آن که تمام هستی و وجود ما از اوست.
بارالها! تو را سپاس میگویم که در تمام حالات زندگی پرده حجاب گناهانم را پاره نکردی، آنقدر گناهکارم که حس میکنم که یکی از بدترین بندگانت در این دنیا و در آخرت میباشم. شرمندهام که نتوانستم وظایفی را که به گردن این عبد قرار دادهای به نحو مطلوبی به پایان رسانم؛ اما باز به لطف تو امید دارم.
معبودا! دوری از تو مرا رنج میدهد تمام دوستانم این معامله را با تو به نحو خوبی به پایان رساندند، خدایا مگر چقدر گناه کردهام که هنوز باید از این دوری رنج ببرم.
خدایا با این بنده ضعیفت هم معامله بکن. خدایا، شهادت میدهم که هیچ معبودی غیر از تو در روی این عالم هستی وجود ندارد فرستاده توست و تنها تو معبود تمام عالم هستی.
شهادت میدهم که محمد (ص) رسول فرستاده و حضرت علی (ع) اولین امام شیعیان و ولی توست و یازده فرزند او را بهعنوان امامان خویش و بهترین رهبران جهان، شهادت میدهم.
و اما سخنی به پدر و مادر عزیزم
ای پدرم شرمندهام که نتوانستم حق پدر و فرزندی را بهخوبی ادا کنم، سپاسگزارم تو را هنگامی که میخواستم به جبهه بیایم دستم را بهعنوان مخالفت نگرفتی و هر دفعه خوشحالتر از دفعۀ قبل با من برخورد میکردی.
ای مادر عزیزم نمیدانم که چگونه تو را راضی کنم که حقت را بر من حلال کنی. آن هنگامی که شبها بر گریههایم از خواب نازنینت بیدار میشدی، دست محبت بر گونههایم میکشیدی. مادرم همیشه به فاطمۀ زهرا (س) در مشکلات اقتدا کن و همچون زینب کبری صبر پیشه کن.
پدر و مادرم میدانم که در غم ازدستدادن فرزندتان گریه و اشک میریزید، اما مواظب باشید که صدایتان را منافقین نشنوند. در مراسم من برای کوری چشم منافقان شربت و شیرینی پخش نمایید.
برادرانم، از این که همیشه مرا در تمام برنامههای زندگیام رهنما بودید تشکر میکنم. انشاءالله خداوند به شما جزای خیر عطا بفرماید. برادرم بدان که دنیا محل گذر است دلبستن به مادیات به انسان را به چاههای عمیق و منجلابهای فساد فرومیبرد، همیشه علی گونه زندگی کنید.
و اما خواهرانم نمیدانم که در وصفتان بر روی این صفحه کاغذ و با این قلم ناتوان چه بنویسم. اما جای تشکر از شما هست که مهمترین امانتی که بر دوش شما گذاشت شده را خوب حفظش کردید. بله درست حدس زدید، حفظ حجاب.
طاغوتیان میخواهند که این امانت را از شما بگیرند. اصلها و تبصرههایی را به تصویب خویش رساندند. اما باز شما این امانت را حفظ کردید. گل زیباست به طبیعت زیبایی خاصی میدهد، اما میدانید که چرا از بوته خویش او را جدا میکنند؟ بهخاطر این که از داخل حجاب غنچه خویش بیرون میآید و خویش را بر همگان نشان میدهد.
این امانت را حفظ کنید، فاطمه زهرا از شما راضی خواهد شد و که اگر حفظ کردید، خاکپایتان را سرمۀ چشم قرار میدهم.
ای دوستان و آشنایان از همۀ شما حلالیت میطلبم و آرزو دارم که همیشه از امام خود پیروی کنید سعی کنید که در همه برنامههای زندگی خود بهترین شخص را بهعنوان الگو در زندگی قرار بدهید. انبیاء، امامان و رهبرمان بهترین اشخاص میباشند.
فکر میکنم که همه شما میدانید که آخرین وصیت شهیدان چیست؟ امام را تنها نگذارید.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
انتهای خبر/
دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۱۰