به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «
تفتان ما» یونس قلندر زهی بیان کرد: در بررسی تحولات منطقهای باید میان اهداف اعلامی بازیگران بینالمللی، روایتهای رسانهای و واقعیتهای میدانی تفاوت قائل شد. در بسیاری از موارد، آنچه در فضای رسانهای بهعنوان اهداف قطعی مطرح میشود، در عمل با محدودیتهای جدی مواجه است؛ چراکه ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشورها و همچنین موازنه قدرت منطقهای میتواند مسیر تحقق چنین اهدافی را دچار پیچیدگی کند.
وی ادامه داد: تجربه تحولات چند سال اخیر در منطقه نشان میدهد که معادلات قدرت بسیار سیال و چندلایه است. نقش بازیگران منطقهای، تغییرات در بازار جهانی انرژی، رقابت قدرتهای بزرگ و حتی تحولات داخلی کشورها از عواملی است که میتواند برنامهریزیهای اولیه را تحت تأثیر قرار دهد و باعث تغییر در راهبردها شود.
قلندرزهی با اشاره به ابعاد حقوقی تحولات عنوان کرد: در نظام حقوق بینالملل اصل منع توسل به زور یکی از اصول بنیادین به شمار میرود که در منشور سازمان ملل متحد مورد تأکید قرار گرفته است.
وی افزود: در عین حال ماده ۵۱ منشور سازمان ملل، حق دفاع مشروع را برای کشورها در شرایط وقوع حمله به رسمیت میشناسد. بر همین اساس، بسیاری از اقدامات کشورها در شرایط بحران در چارچوب همین مفاهیم حقوقی مورد ارزیابی قرار میگیرد و معمولاً نهادهای بینالمللی و گزارشهای میدانی در تعیین مشروعیت این اقدامات نقش مهمی دارند.
این مقام مسئول عنوان کرذ: در شرایطی که تنشهای امنیتی افزایش مییابد، اقتصاد کشورها نیز ناگزیر وارد مرحلهای از مدیریت بحران میشود. در چنین وضعیتی، کشورها تلاش میکنند با تقویت تابآوری اقتصادی، ایجاد مسیرهای جایگزین تجاری، گسترش همکاریهای منطقهای و مدیریت منابع انرژی، اثرات فشارهای خارجی را کاهش دهند.
وی اذعان کرد: بازار جهانی انرژی بهطور سنتی یکی از حوزههایی است که بیشترین تأثیر را از تحولات ژئوپلیتیک میپذیرد. هرگونه تنش یا بیثباتی در مناطق مهم انرژی میتواند بر قیمتها، مسیرهای انتقال و الگوهای تجارت جهانی اثر بگذارد. در چنین شرایطی کشورهایی که از منابع انرژی یا موقعیت ژئوپلیتیکی مهم برخوردارند، گاه میتوانند از برخی فرصتهای اقتصادی یا سیاسی جدید بهرهمند شوند.
رئیس دانشکده صنعت و معدن خاش ضمن تأکید بر نقش جنگ روانی و رسانهای در معادلات امروز جهان گفت: در عصر ارتباطات، بخش مهمی از رقابت میان کشورها در حوزه روایتسازی و مدیریت افکار عمومی جریان دارد. انتشار پیامهای سیاسی، طرح موضوعاتی مانند مذاکره یا افزایش تنش، و حتی برخی اظهارنظرهای رسانهای میتواند در قالب یک ابزار تأثیرگذار برای شکلدهی به برداشتهای طرف مقابل یا افکار عمومی مطرح شود.
وی خاطرنشان کرد: در چنین فضایی، مهمترین راهکار برای مواجهه با جنگ روانی، اتکا به تحلیلهای مبتنی بر داده، تقویت سواد رسانهای و پرهیز از برداشتهای شتابزده است. نهادهای علمی، دانشگاهی و رسانهای نیز میتوانند با ارائه تحلیلهای دقیق و متوازن، به روشنتر شدن فضای تصمیمگیری و افزایش آگاهی عمومی کمک کنند.
انتهای خبر/