پایگاه خبری تحلیلی تفتان ما 19 بهمن 1394 ساعت 10:59 http://www.taftanema.ir/news/426694/آیا-رفراندوم-سوئیس-معنای-دموکراسی -------------------------------------------------- عنوان : آیا رفراندوم در سوئیس به معنای دموکراسی است -------------------------------------------------- آخرین کسی که جدیدترین شیوه حاکمیت را برای سوئیسی‌ها تعیین کرد، ناپلئون بود که خودش به واسطه شکست مفتضحانه در مسکو، به دست حاکمیت فرانسه تبعید شد. متن : به گزارش سرویس مذهبي تفتان ما، کمتر از یک ماه دیگر در سوئیس همه پرسی (رفراندوم) Durchsetzungsinitiative برگزار می شود و مردم سوئیس به این موضوع رأی می دهند که اگر یک مهاجر ساکن سوئیس جرمی را مرتکب شد، حاکمیت در روندی سریع اخراجش از این کشور را عملی کند. همچنین در پنجم ژوئن (اواخر خرداد ماه 95) نیز همه پرسی دیگری برگزار می شود و در صورت رأی آوردن، مبلغ ماهانه 2500 فرانک سوئیس (کمی بیشتر از نصف حداقل حقوق) به شهروندان بدون درآمد، تعلق بگیرد. این دو مورد یاد شده، نمونه ای از همه پرسی های مختلف در سوئیس است؛ تنها کشوری در اروپا که به صورت رفراندومی اداره می شود. آِیا این روند غیرمتعارف، نمونه آرمانی از تحقق لیبرایسم، دموکراسی یا سوسیالیسم است؟ رحیم فردین شاعر و پژوهشگر ساکن سوئیس در یادداشتی به این پرسش پاسخ داده است: ناپلئون از اهالی جزیره کورس واقع در نزدیکی سواحل غربی ایتالیا در دریای مدیترانه، که در چند دهه اخیر به دنبال جدایی از فرانسه و استقلال یا لااقل خودگردانی است، برخاست. استعداد نظامی اش او را به قدرت رساند و وقتی جمهوری فرانسه را به فرمانبرداری از خود درآورد، در سال 1798 میلادی به سوئیس حمله ور شد و قسمت اعظم آن را اشغال کرد. تنگه های مسلط به شمال ایتالیا، اندوخته های مالی دهستان ها و امکان سربازگیری از آنان برای نقشه های جنگی اش، از عوامل این یورش بودند. پس بلافاصله نظام حکومتی را از اتحاد دهستان های خودمحور و خودپرور، به نظام جمهوری تغییر داد و آنان را جزو ممالک فرانسه درآورد ناپلئون به سه هدف مذکور رسید و تنها دو، سه دهستان شرقی همجوار با امپراتوری اتریش از گزند ناپلئون مصون ماندند. تعداد 1300 نفر از همان سربازان دهستان های سوئیس که به خدمت ارتش فرانسه درآمده بودند، چهارده سال بعد، با متوقف کردن 40 هزار روسی، عبور لشکر شکست خورده ناپلئون در بازگشتی گریزان به فرانسه از رود پوتونس را ممکن ساختند. ناپلئون و اندک بازمانده لشکری نیمه جان، هرچند به فرانسه رسیدند، اما در کنار معابر، مردمان فرانسوی -که اکثراً زن های بیوه بودند- با فحاشی و پرتاب آب دهان به استقبالشان آمدند که چرا جان هزاران هزار را قربانی هوسبازی های خود کرده است. از همین واژگونی اوضاع در جمهوری ناپلئونی بود که دهستان های تحت اشغال سوئیس جرأت و فرصت رهایی از یوغ یافتند و دوباره به اتحادی که تا به امروز ادامه دارد، روی آوردند و کشوری کوچک با 26 دهستان خودگردان و چهار زبان آلمانی، فرانسه، ایتالیایی و رومانش شکل گرفت. جالب است که هنوز دهستان های غربی، نام و ساختار جمهوری را با وجود این اتحاد حفظ کرده اند، اما چون از لحاظ درآمد و هزینه، هر دهستان باید اتکا به خود داشته باشد، شرایط و مقرارات سختگیرانه بین روابط دهستان ها برقرار است تا امکان چنین اتحادی زیر یک چتر فراهم شود. به همین جهت تمام امور حکومت اشتراکی در هر مورد فراگیر، نه تنها باید دارای اکثریت مردمی، بلکه دهستانی نیز باشد تا پذیرش اجرا را که رابطه مستقیم با قبول هزینه مالی آن دارد، احراز شود. لذا لزوم رفراندوم ها را اینگونه توجیه و ناگزیر می دارد. البته همین مسئله رفراندوم در آلمان، فرانسه، ایتالیا و اتریش که همسایگان شمالی، غربی، جنوبی و شرقی سوئیس هستند رایج نیست، چون با تاریخ، ساختار، اراده و اداره مردمان این کشورها سازگاری ندارد. انتهای پیام/ فارس