پایگاه خبری تحلیلی تفتان ما 31 تير 1395 ساعت 12:17 http://www.taftanema.ir/news/434320/جا-ماندن-کاروان-شهدا-بزرگترین-دغدغه-شهید-پویا -------------------------------------------------- شهید علی پویا؛ عنوان : جا ماندن از کاروان شهدا، بزرگترین دغدغه شهید پویا بود -------------------------------------------------- شهید علی پویا می گفت: بسیاری از دوستانم در چند متری من به شهادت رسیده اند و من صحنه شهادت دوستانم را با چشمان خودم دیده ام؛ حال چگونه می توانم از مرگی که شهادت در راه خداست بترسم. متن : به گزارش سرویس وبلاگستان تفتان ما،یکی از همرزمان شهید علی پویاگفت: ابتدای سال 1390 با شهید علی پویا آشنا شدم. در همان روزهای اول آشنایی متوجه روحیه فوق العاده ایشان شدم. شهید پویا با شوق و شعور خاصی کارهایش را انجام می داد و چون همیشه سعی می کرد با روحیه بالا کار کند، هیچ گاه از کار کردن خسته نمی شد و حتی این روحیه را هم به اطرافیان خود منتقل می کرد. شهید پویا بسیار خوش مشرب بود و با روحیه بالایی که داشت، مانع از رخوت و بی حوصلگی نیروها می شد. گشاده رویی و مهربانی شهید پویا انگیزه همرزمانش را نیز برای انجام کارها بالا می برد. شهید پویا در عین حال که بسیار شاد و سرزنده بود، در حین انجام مأموریت بسیار جدی بود. شجاعت شهید پویا ستودنی بود؛ به گونه ای که در بسیاری از عملیات ها به صورت داوطلبانه شرکت می کرد. مخصوصاً اگر می شنید که نیروهای دشمن وارد منطقه ای شدند، برای شناسایی و رصد نیروهای دشمن سر از پا نمی شناخت و با عشق دفاع از خاک ایران اسلامی خیلی سریع به منطقه اعزام می شد و همواره با دست پر برمی گشت. نیروهای یگان شناسایی و اطلاعات علاوه بر داشتن جسارت و شهامت باید هوش فوق العاده و سرشاری داشت باشند که بتوانند به موقع تصمیم بگیرند و تصمیم خود را عملی نمایند. شهید پویا از جمله نیروهایی بود که در مأموریت های شناسایی با تصمیمات منطقی خود باعث نتیجه بخش بودن عملیات می شد. شهید پویا در انجام مأموریت ها یک کلاس آموزش عملی هم برای نیروهای تازه وارد نیز برگزار می کرد. از چینش نیروهای شناسایی تا ورود به مقر و محل نیروهای ضد انقلاب را به صورت کاملاً عملی برای همرزمانش تشریح می کرد. در یکی از مأموریت ها به همراه شهید پویا و چند تن دیگر وارد محدوده نیروهای ضد انقلاب شدیم. نیروهای ضد انقلاب مدام بین دو منطقه جابجا می شدند و ما دلیل این کار نمی دانستیم. شهید پویا تصمیم گرفت در لحظه ای که نیروهای ضد انقلاب محل اول را ترک می کنند، وارد مقر آن ها شود و دلیل کار نیروهای دشمن را بفهمد. ابتدا خواستیم مانع شهید پویا برای انجام این کار شویم؛ چون نیروهای ضد انقلاب در فواصل زمانی نامشخصی مقر را ترک می کردند و به مقر دیگر می رفتند و با این کار نیروهای ضد انقلاب ممکن بود جان شهید پویا به خطر بیفتد و از طرف دیگر زمانی برای تلف کردن نداشتیم. شهید پویا با در نظر گرفتن همه جوانب، وارد مقر نیروهای ضد انقلاب شد و بعد از چند دقیقه به سلامت برگشت. شهید پویا این عملیات را با تمام ریزه کاری هایش انجام داده بود و به قول خودش هم چون روح وارد مقر نیروهای دشمن شده بود و بعد از انجام مأموریت و مستند سازی و بدون اینکه تغییری در مقر صورت پذیرد، آن محل را ترک کرده بود. این کار شهید پویا به ما این امکان را می داد تا از نیت نیروهای ضد انقلاب آگاه شویم، بدون اینکه نیروهای ضد انقلاب از حضور ما در این منطقه آگاه شوند. بعد از این عملیات از شهید پویا پرسیدم، وقتی وارد مقر نیروهای دشمن می شوی ترسی در وجودت احساس نمی کنی؟ شهید پویا پاسخ داد: احساس ترس در چنین شرایطی عادی است، ولی وقتی به امام(ره)، شهدا، رهبر انقلاب و امنیت کشورت فکر می کنی، داوطلب می شوی که این مأموریت را انجام دهی. اما در انجام مأموریت مهم این است که وقتی وارد مقر می شوی، بدون اینکه تغییری در محل صورت دهی شروع به ذخیره سازی و مستند سازی کنی و بعد هم بدون اینکه اثری از خود به جای بگذاری محل را ترک کنی. شهید پویا تجربه گرانقدری در انجام مأموریت های شناسایی داشت و به همین دلیل وقتی با شهید پویا به مأموریتی اعزام می شدیم روی تجربه و جسارت شهید پویا حساب می کردیم. شهید پویا در طول مدت زمان مأموریت به سایر نیروها روحیه می داد. ما به شهید پویا می گفتیم: شما ضد گلوله هستید و با توجه به اینکه در عملیات های زیادی شرکت کرده اید و با سلامت برگشته اید نشان از ضد گلوله بودن شماست. شهید پویا می خندید و می گفت: شما خبر ندارید من حتی عکس مجلس ترحیمم را هم تهیه کرده ام. شهید پویا سر نترسی داشت و به همین دلیل در بسیاری از عملیاتها نفر اول بود. وقتی با بچه ها دور هم جمع می شدیم دلیل این همه شجاعت را از شهید پویا می پرسیدیم و شهید پاسخ می داد: در بسیاری از عملیات ها بهترین دوستانم به شهادت رسیده اند و من از کاروان شهدا جا مانده ام. بسیاری از دوستانم در چند متری من به شهادت رسیده اند و من تمام این صحنه ها را با چشمان خودم دیده ام؛ حال چگونه می توانم از مرگی که شهادت در راه خداست بترسم. شهید پویا در عملیات های شناسایی به عنوان یک وزنه محسوب می شد و بدون استثنا تمام عملیات های محوله را با موفقیت کامل و بدون عیب و نقص انجام می داد. گاهی عملیات ها طولانی می شد و این طولانی شدن باعث خستگی نیروها می شد و در این مواقع حضور شهید پویا عاملی بود برای تقویت روحیه نیروها. بعضی مواقع نیروها به مدت طولانی در یک محیط بسته حضور داشتند، ولی این حضور طولانی مدت باعث نمی شد لبخند شهید پویا از روی صورتش محو شود. روحیه بالای شهید پویا باعث شده بود، نیروهایی که به مأموریت اعزام می شوند، خواهان اعزام به همراه تیم شهید پویا باشند. اما این امکان وجود نداشت که همه نیروها به همراه شهید پویا به منطقه اعزام شوند و به همین دلیل تعدادی از نیروها از وجود شهید پویا محروم می شدند. تاشهدا